دسته‌ها
bani_abbaas

بنی عبّاس و بنی امیّه

برپاشدن دولت بنی امیّه و بنی عبّاس پیش از دولت امام مهدی(علیه السّلام)

از احادیث اسلامی بهره گرفته می شود که برای بنی اُمیّه با دو شاخه شان دو دولت خواهد بود: دولت نخستین همان است که پس از زمامداری چهار خلیفۀ مسلمانان در سال 41 هـ.ق با دست معاویه پسر ابو سفیان بنیادگذاری شد و در سال 132 هـ.ق با کشته شدن مروان حمار با دست عبّاسیان پایان یافت، و دولت دوم آن است که در آخرالزّمان بر پا می شود، و در این دولت واپسین، بنی مروان با رهبری اصهب مروانی در جزیره و عراق چند ماهی زمامداری می کنند، و بنی سفیان با رهبری عثمان سفیانی نه ماهی در بیشتر سرزمینهای شام فرمانروایی می کنند.

از احمد پسر محمّد پسر ابو نصر نقل شده است که ابو حسن رضا(علیه السّلام) فرمود:

پیش از این کار (زمامداری امام مهدی-علیه السّلام-)، سفیانی و یمانی و مروانی و شعیب پسر صالح خواهند بود…(1).

نیز از روایات اسلامی بهره گرفته می شود که بنی عبّاس (سیاه نشانان) دارای دو دولت می باشند: دولت نخستین همان است که پس از فروپاشی زمامداری اَمَویها در سرزمینهای اسلامی در سال 132 هـ.ق با دست عبدالله سفّاح بنیادگذاری شد و در سال 656 هـ.ق با کشته شدن عبدالله مستعصم با دست مغولها نابود شد، و دولت دوم آن است که در آخرالزّمان در بخشی از سرزمینهای مشرق برپا می شود، و آن اندازه که خداوند بخواهد زمامداری خواهند کرد.

عبدالله لَیْثِی پسر ابو اَشْعَث گفته است:

برای بنی عبّاس دو پرچم پدیدار خواهد شد که نخستینِ آن دو آغازش یاری (آسانی) و انجامش سنگینی (سختی) است؛ یاری اش نکنید(2) و خدا آن را یاری نکند، و دیگری آغازش سنگینی و پایانش کفر است؛ یاری اش نکنید(3) و خدا آن را یاری نکند(4).

چنین می نماید که این حدیث از سخنان پیامبر(صلّى الله علیه و آله) باشد، اگرچه عبدالله لَیْثِی تابعی پسر ابو اَشْعَث آن را به وی نسبت نداده است.

امام موسی کاظم(علیه السّلام) که هم روزگار با چهار خلیفۀ عبّاسی بود، فرمود:

پادشاهی بنی عبّاس فریب و پنهانکاری است. از میان می رود، به گونه ای که گفته شود: چیزی از آن بر جای نمانده است، سپس نوسازی می شود، به گونه ای که گفته شود: چیزی بر آن نگذشته است(5).

ابو جعفر -باقر-(علیه السّلام) فرمود:

دولت ما واپسین دولتهاست، و خانواده ای که برای آنان دولتی باشد، نخواهد ماند، مگر آنکه پیش از ما به زمامداری می رسد، تا هنگامی که روش ما را دیدند نگویند: اگر زمامدار شویم، مانند روش اینان رفتار می کنیم، و آن، سخن خدای عزیز و جلیل است: «و سرانجام از آنِ پرهیزکاران است(6)»(7).

…………………………………………………………………………………………………………
1. الغیبة، نعمانی، ص 262، ب 14، ح 12 (ترجمۀ نویسنده).
2. در نسخۀ چاپی الفتن پشتوانۀ ما، در نوشتار عربیِ حدیث، در این جا «لاینصرونها» یافت می شود که به «لاتنصروها» اصلاح و ترجمه گردید.
3. در نسخۀ چاپی الفتن پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این جا «لاینصروها» یافت می شود که سازگار با آنچه در نسخۀ چاپی این کتاب در مصر آمده است، به «لاتنصروها» اصلاح و ترجمه گردید.
4. الفتن، ص 135، جزء 3، ح 556 (ترجمۀ نویسنده).
5. الغیبة، نعمانی، ص 314، ب 18، ح 9 (ترجمۀ نویسنده).
6. قرآن کریم، سورۀ اعراف، آیۀ 128 (ترجمۀ نویسنده).
7. الغیبة، توسی، ص 3-472، ف 8، ح 493 (ترجمۀ نویسنده).

akharozzaman.blog.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *