دسته‌ها
ghyaamgaran

شعیب بن صالح

شورش مردانی سیاه مندیل و سفیدجامه در خراسان
يكشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۳۷ ب.ظ
از محمّد پسر حنفیّه روایت شده است که گفت:

پرچمی سیاه برای بنی عبّاس بیرون خاهد آمد. سپس پرچم دیگری سیاه از خراسان بیرون می آید که سربندهایشان سیاه و تن پوشهایشان سفید است، پیشاپیش آنان مردی از تمیم است که به او شعیب پسر صالح پسر شعیب گفته می شود. همراهان سفیانی را در هم می شکنند تا آن که در بیت المقدس فرود آید و برای مهدی چیرگی اش را آماده کند و سیسد تن را از شام سوی وی بکشاند. میان شورش او تا آن که کار را به مهدی بسپارد، هفتاد دو ماه خاهد بود(1).

چنین می نماید که این حدیث سخن پیامبر(صلّى الله علیه و آله) یا امام علی(علیه السّلام) باشد، اگرچه محمّد تابعی پسر خَوْلَۀ حَنَفِیَّه آن را به یکی از آن دو نسبت نداده است.

مراد از «بنی عبّاس» در این جا، بنی عبّاسی اند که در بخشی از سرزمینهای مشرق در آخر الزّمان فرمانروایی می کنند، و مقصود از «خراسان» در این جا، بخشی از سرزمینهای خراسان است که تالقان در افقانستان و سمرقند در ازبکستان را در بر می گیرد، و چنان که می دانید، گذاشتن دستار سیاه بر سر و پوشیدن جامۀ سفید میان مردمان افغانی فراگیر است.

شایان یادآوری است، از همۀ روایات اسلامی، مگر این روایت، بهره گرفته می شود، دوری زمانی میان شورش شعیب تمیمی پسر صالح در خراسان در ماه رجب و میان قیام امام مهدی(علیه السّلام) در مکّه و سپردن کار به وی در ماه محرّم بیش از هفت ماه نمی باشد

محدوده ی خراسان

بنا بر پژوهش ها در دهها کتاب جغرافیایی قدیم، «خراسان» سرزمینهایی پهناور در آسیای میانه است که از شمال شرقی ایران آغاز و تا مرزهای غربی چین و هند کشیده می شود، و اکنون بیشتر افقانستان، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان و بخشی از ایران و قرقیزستان را در بر می گیرد.

در دانشنامۀ ویکی پدیا آمده است: گسترهٔ تاریخی خراسان شامل استان خراسان در ایران کنونی و بخش‌های زیادی از افغانستان و ترکمنستان امروزی بوده‌است. در مفهوم گسترده‌تر ازبکستان و تاجیکستان و بخش‌هایی از قرقیزستان و قزاقستان را هم می‌توان در قلمرو خراسان بزرگ تاریخی به حساب آورد. برخی نویسندگان همچون علی شریعتی خراسان بزرگ را مهد سیاسی ایران و برخی دیگر آن را حتی سرزمین مادری زبان و فرهنگ فارسی دانسته‌اند.

خراسان سرزمینی است که از غرب از دامغان و سبزوار آغاز می‌شود، و در شرق تا بلخ و رود جیحون کشیده شده‌است. از جنوب، تا شمال سیستان و غزنی و از شمال، به بخارا می‌رسد.

خراسان بزرگ شامل چهار بخش بوده‌است و هر بخش به نام فرمانروای آنجا مشهور بوده‌است. هر کدام از این چهار بخش را یک رب یا ربع می‌نامیده‌اند و دربردارنده رب‌های زیر بوده‌است:
1. ربع ابرشهر با مرکزیت شهر نیشاپور
2. ربع مرو
3. ربع هرات (دربرگیرندهٔ بادغیس و غور)، بلخ (بشمول شبرغان، جوزجان و اندخوی و فاریاب و و بامیان). مرکز فرماندهی نواحی یادشده نیشابور و زمانی هم بلخ بود.
4. ربع بلخ که شامل کهندژ (قندوز)، سمنگان، بغلان (بغولانگو)، تخارستان و بدخشان می‌شده‌است.

—————————————————————————
1. الفتن، ص 213، جزء 4، ح 851 (ترجمۀ نویسنده).

سیّد سلیمان مدنی تنکابنی-ایران- قم

akharozzaman.blog.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *