دسته‌ها
sheysabaani

شیصبانی

شورش هاشمی شیصبانی

شورش هاشمی شیصبانی در کوفه از نشانه های نزدیک شدن زمان قیام امام مهدی(علیه السّلام) می باشد، و شیصبانی مردی دورو از بنی هاشم است که با زمامداران بنی عبّاس در مشرق زمین ناسازگاری می کند، و با اصهب مروانی که پیش از وی در سرزمینهای جزیره بر زمامداران کشور عراق برمی شورد، پیمان می بندد، و گروه بسیاری از مردم کوفه و پیرامونش را می فریبد و گمراه می کند، و از آنان سپاهی بزرگ پدید می آورد، و آنان را کمی پیش از قیام امام مهدی(علیه السّلام)، برای نبرد با زمامدار سوریه، سوی دمشق می فرستد، و سرانجام شیصبانی و بسیاری از پیروانش کشته می شوند.

از ابو خدیجه روایت شده است که ابو عبدالله -صادق- (علیه السّلام) فرمود: قائم برنمی شورد، مگر آن که دوازده تن از بنی هاشم برشورند که هر کدام آنان سوی خُدَش فرا می خاند(1).

جایگاه آغاز شورش شیصبانی و چگونگی آن

جابر جُعْفِی گفت که از ابو جعفر باقر(علیه السّلام) در بارۀ سفیانی پرسیدم، فرمود: شما کجا و سفیانی تا آن که پیش از وی شَیْصَبانی برشورد؛ او از سرزمین کوفان برمی شورد، و می جوشد چنان که آب می جوشد، و فرستادگان شما را می کشد.

پس، در پی آن، سفیانی و قیام قائم(علیه السّلام) را پیشبینی کنید(2).

سُفْیانِی همان عُثْمان شامی پسر عَنْبَسَه، رهبر شامیان و واپسین زمامداران اَمَوی از نژاد ابو سفیان در آخر الزّمان است که در ماه صفر سال پیش از قیام امام مهدی(علیه السّلام) رهبری برخی جنبشهایی را که پیشتر در سوریه آغازیده شده بودند، می پذیرد، و در ماه رجب در درۀ خشک در سُوَیْدا برمی شورد، و در ماه رمضان بر دمشق و سپس بر بیشتر سرزمینهای شام چیره می شود، و سپاهش بر مصر، عراق، ایران و عربستان سعودی یورش می برد.

«شَیْصَبان»، بنا بر آن چه در برخی فرهنگنامه های واژگان عربی آمده است، از نامهای شیطانِ رانده شده ای می باشد که در قرآن کریم با نام اِبْلِیس یاد شده است(3)، و شیصبانی به معنای شیطانی می باشد، و بی گمان، هاشمی شورشگر در کوفه به شیطان نسبت داده شده است، زیرا هدفها و کارهای وی شیطانی می باشند.

«کُوفان» یا «کُوفَه» در روزگاران کهن سرزمینی شنزار و سرخ بر کنارۀ غربی رود فُرات بود که شهر کوفه در مشرق، و بخشهای بلند جای گرفته در پشت آن جا در مغرب، مانند ثَوِیَّه، غَرِی و نَجَف، را در بر می گرفت، و اکنون، نجف شهری پیوسته به شهر کوفه می باشد که آرامگاه امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) در آن جای دارد(4).

سخن امام باقر(علیه السّلام): «می جوشد چنان که آب می جوشد» اشاره می کند به این که شورش شیصبانی در کوفه ناگهانی نیست، بلکه مانند جوشش آب اندک اندک خاهد بود تا آن که پخش و گسترده شود.

با نگاه به آن که سرزمین کوفه بخش نجف را نیز در بر می گرفت، و جابر جعفی مردی شیعی از زیندگان کوفه بود، و امام باقر(علیه السّلام) با وی سخن گفت و فرمود: «فرستادگان شما را می کشد»، بهره می گیریم که فرستادگان، نمایندگانی شیعه اند که از شهر کوفه یا شهر نجف برای راهنمایی و خیرخاهی نزد شیصبانی فرستاده می شوند و او آنان را می کشد.

ناسازگاری شیصبانی با بنی عبّاس

از برخی روایات اسلامی بیانگر رویدادهای آخر الزّمان هویدا می شود که کمی پیش از قیام امام مهدی(علیه السّلام)، میان بنی عبّاسی که در بخشی از سرزمینهای مشرق فرمانروایی می کنند و گروهی از بنی هاشمی که در عراق می زیند، مانند شیصبانی و همتایانش، ناسازگاری روی می دهد.

اَرْطَاَه گفته است: واپسین نشانۀ نابودی پادشاهی بنی عبّاس، سه پادشاه از آنان است که پی در پی می آیند، نامهایشان نامهای پیامبران می باشند، بیش از این سه پادشاه نخاهند داشت، و دوران بنی عبّاس از این پادشاهان سه گانه چهل سال است. پس، هر گاه ناسازگاری میان ایشان و گروهی از بنی هاشم که میان دو رود گرد می آیند، و فرمانروایی مردی از بنی عبّاس سوی مغرب و برخُرد پرچمهای سیاه و زرد در میانۀ شام و کشتن فرمانروای مصر و جلوگیری از دریافتی دولت از بخشی از دارایی مردم آن جا را ببینی، اینها از نشانه های پایان دوران آنان است(5).

چنین می نماید که این روایت ارزشمندِ در بر دارندۀ برخی پیشگوییهای شگفت از سخنان پیامبر(صلّى الله علیه و آله) باشد، اگرچه اَرْطَاَه تابعی پسر مُنْذِر آن را به وی نسبت نداده است.

مراد از «میان دو رود» در این حدیث، کشور عراق است که میان دجله و فرات و پیرامون آن دو جای دارد، و «سوی مغرب» همان سرزمین شام است، و مقصود از آن در این جا کشور سوریه می باشد، و «میانۀ شام» شهر دمشق است، و بنا بر آن چه هویداست، فرمانروای شام همان بشّار اسد، و فرمانروای مصر همان عبدالفتّاح سِیسِی می باشد، و خداوند داناتر است.

___________

از احادیث اسلامی بهره گرفته می شود که برای بنی عبّاس از آغاز کار تا پایانش، دو دولت و چهل پادشاه می باشد: دولت نخستین همان است که پس از فروپاشی زمامداری اَمَویها در سرزمینهای اسلامی در سال 132 هـ.ق با دست عبدالله سفّاح بنیادگذاری شد و در سال 656 هـ.ق با کشته شدن عبدالله مستعصم با دست مُقُلها نابود شد، و برای آنان در آن دولت 37 پادشاه بود، و دولت دوم آن است که در آخر الزّمان در بخشی از سرزمینهای مشرق برپا می گردد، و برای بنی عبّاس در این دولت پایانی سه پادشاه می باشد که به ایشان سیاه نشانانِ نخست گفته می شود، و برخی از بنی هاشمی که در کشور عراق می زیند با آنان ناسازگاری می کنند، و بخشی از نیروهایشان برای پشتیبانی از زمامدار سوریه که همپیمانشان است، در آن کشور جای می گیرند، و میان این نیروهای عبّاسی مشرقی سیاه نشان و نیروهای آفریقایی مغربی زردنشان که از لیبی بر مصر، فلسطین، اردن و سوریه یورش می برند، در دمشق نبرد خونینی روی می دهد، و اندکی پیش از این کارزار بزرگ، فرمانروای مصر با دست سپاه آفریقاییان یا با دست گروهی از مصریان سَلَفی ای که به این سپاه می پیوندند، کشته می شود، و مصریان از رساندن بخشی از داراییها به کارگزاران دولت خُدداری می کنند، و همۀ رویدادهای یادشده از نشانه های نابودی دولت دوم بنی عبّاس و نزدیک شدن زمان قیام امام مهدی(علیه السّلام) می باشند.

همپیمانی شیصبانی با مروانی

پس از بررسی تاریخ عرب و اسلام درمی یابیم که همواره میان بنی اُمیّه و بنی هاشم ناسازگاریهای سختی بوده است، و میان آن دو همپیمانی ای یافت نمی شود، مگر آن چه میان هاشمی شیصبانی و اصهب مروانی روی خاهد داد، و این، از شگفتیهای آخر الزّمان است.

عبدالله پسر عبدالعزیز گفته است که علی پسر ابو طالب(علیهما السّلام) در کوفه سخنرانی کرد و فرمود: ای مردم، پس از من بر زمین بچسبید و از تکروان از خاندان محمّد بپرهیزید؛ زیرا بی گمان، تکروانِ از خاندان محمّد برمی شورند، و برای سرپیچی کردن آنان از فرمان من و شکستن ایشان پیمانم را، آن چه را که دوست دارند، نمی بینند(6)، و پرچمی از فرزندان حسین بیرون می آید که در کوفه با فراخانِ [بنی](7) اُمیّه آشکار می شود، و مردم را گرفتاری فرا می گیرد، و خداوند بهترین آفریدگانش را می آزماید، تا پلید را از پاکیزه جدا کند، و برخی مردم از دیگری بیزاری می جویند، و آن رویدادها به درازا می کشند، تا آن که خداوند با دست مردی از خاندان محمّد برای آنان گشایش کند، و هر کس از فرزندانم برشورد و کار و روشی جز کار و روش من انجام دهد، من از او بیزارم، و هر کس از فرزندانم پیش از مهدی برشورد، بی گمان، وی شتر گردن زده و تکه تکه شده است، و از دجّالهای از فرزندان فاطمه بپرهیزید؛ زیرا بی گمان، برخی فرزندان فاطمه دجّال اند، و دجّالی از [کنارۀ](8) دجلۀ بصره برمی شورد، در حالی که از من نیست، و او پیش درآمد همۀ دجّالهاست(9).

تکروان از خاندان محمّد(صلّی الله علیه و آله) گروهی از آنان اند که با روش امامان دوازده گانۀ پس از رسول خدا(صلوات الله علیهم) ناسازگاری می کنند، و باور دارند که شوریدن بر پادشاهان ستمگر و برافراشتن پرچم برای برپایی فرمانروایی ای نو برای نامعصومانِ(10) از پسرانِ فاطمه(علیها السّلام) نیز در هر روزگاری رواست، و زیدیها از این گروه اند، در حالی که شیعیان دوازده امامی باور دارند که شورش با شمشیر و بنیادگذاری زمامداری ای نو تنها برای امام مهدیِ قائم(علیه السّلام) در آخر الزّمان رواست(11).

گواه روا بودن قیام حسینی یمانی در یمن و قیام حسنی گیلانی در دیلم، که هر دو از فرزندان علی و فاطمه(علیهما السّلام) می باشند، و قیام شعیب تمیمی خراسانی در سمرقند و قیام هاشمی چینی در خراسان و قیام مردی قریشی از بنی عَدِی در سیستان همان چیزی است که از برخی احادیث اسلامی بیانگر رویدادهای آخر الزّمان آشکار می شود که این قیامگران پنج گانه هدف بنیادینشان از قیام همان فراخاندن مردم به خشنودی خاندان محمّد(صلوات الله علیهم) و فرمانبرداری از امام مهدی(علیه السّلام) می باشد، و آنان پس از قیام قائم(علیه السّلام) با او پیمان می بندند و پرچم را به وی واگذار می کنند، و بر کسی پوشیده نیست که حسینی یمانی و حسنی گیلانی از فراگیری قانونِ فراگیری که از برخی روایات اسلامی بهره گرفته می شود، بیرون می روند، و آن قانونِ فراگیر این است که پیش از قیام امام مهدی(علیه السّلام)، کسی از فرزندان علی و فاطمه(علیهما السّلام) بر کسی از فرمانروایان ستمگر با شمشیر برنمی شورد، مگر آن که وی کشته می شود و به هدفش نمی رسد.

مراد از «پرچمی از فرزندان حسین» در این حدیث، پرچم هاشمی شیصبانی، و مقصود از «بنی اُمیّه» در این جا، اصهب مروانی و همراهانش می باشند که از سرزمینهای جزیره بر زمامداران عراق می شورند و در این کشور فرمانروا می شوند.

_____________

چنین می نماید، دجّالی که آغازگاه قیامش شهر بصره بر کنارۀ دجله است، همان دجّال نخستین از دجّالهای سه گانه در آخر الزّمان باشد که دجّال زیرکتر نامیده شده است، و این دجّال سالهایی بسیار پیش از ظهور امام مهدی(علیه السّلام) برمی شورد، و از زیندگان بصره نیست، و مردم او را از تبار امام علی(علیه السّلام) می پندارند، در حالی که وی از نژاد بنی عبّاس است.

یورش سپاه شیصبانی بر دمشق

اَصْبَغ پسر نُباتَه گفت که شنیدم امیر مؤمنان -علی-(علیه السّلام) به مردم می فرمود: … سد هزار تنی از شرک ورزان و دورویان از کوفه بیرون می روند تا به دمشق بیایند، و پیشگیرنده ای از دمشق جلودارشان نمی شود، و آن جا، همان اِرَم دارای ستونهاست…(12).

بنا بر آن چه هویداست، گروهی که از کوفه سوی دمشق می روند، نیروهای سپاه هاشمی شیصبانی و همتایانش می باشند که کمی پیش از قیام امام مهدی(علیه السّلام)، سپاه اصهب مروانی را در نبرد با فرمانروای سوریه یاری می کنند، و گفتار امام علی(علیه السّلام): «و آن جا اِرَم دارای ستونهاست»، برگرفته از سخن خدای متعالی در قرآن کریم، سورۀ فجر، آیۀ 7: «إرم ذات العماد» می باشد، و آشکار می کند که ارم دارای ستونها -کاخهای افراشته و استوار- همان شهر دمشق پایتخت سوریه است.

از این حدیث بهره گرفته می شود که بسیاری از کسانی که در آخر الزّمان در کوفه و پیرامونش می زیند و خدشان را شیعه می نامند، پیرو راستین امام علی و جانشینانش(علیهم السّلام) نمی باشند، و اگرچه کوفه بنا بر آن چه هویداست، شهری شیعی می باشد و در آن جا جز شیعیان دوازده امامی نیستند.

جنگ شروسی و اصهب با شیصبانی

نیروهای خزر و ترکی که با پشتیبانی آمریکا، اروپا، اسرائیل، گرجستان، ترکیه، ارمنستان و آذربایجان در قَفْقاز جنوبی گرد می آیند، پس از درخشیدن بزرگ ستاره ای دنباله دار در ماه رمضان سال قیام امام مهدی(علیه السّلام)، با فرماندهی شَرُوسِی بر ایران یورش می برند، و جنگ میان آنان و ایرانیان با رهبری مَرْوَزِی تا پایانه های ماه ذی قعده پایدار می ماند. سپس شروسی با نیروهایش سوی عراق می رود، و پس از یورش بر بصره و واسِط، سوی بغداد می شتابد تا اصهب مروانی، فرمانروای عراق، را یاری کند، و پس از پیوستن شروسی به اصهب، هر دو با نیروهایشان بر کوفه یورش می برند. در این هنگام، میان نیروهای خزر، ترک و عرب بیابانی با نیروهای کوفی پیرو هاشمی شیصبانی و همتایانش، نبرد بزرگی روی می دهد، و یورشگران بر کوفه با دست پشتیبانان آن جا سرگرم می شوند، و شمار بسیاری از دو گروه کشته می شوند، بی آن که یکی بر دیگری پیروز شود، و در میان جوشش این درگیریهای سخت، ناگهان سپاه سفیانی از دمشق می رسد و با آن دو گروه می جنگد و بر هر دو چیره می شود و نابودشان می کند.

پسر مَهْزِیار اهوازی، در بارۀ دیدارش با امام مهدی(علیه السّلام)، در جایگاهی ناشناخته در حجاز، در روزگار پنهان شدنش، گفته است: … آن گاه که او را دیدم، خِرَدم در خوبی و ویژگی اش سرگردان شد. پس، به من فرمود: ای پسر مهزیار، چگونه برادرانت را در عراق پشتِ سر گذاشتی؟ گفتم: در تنگیِ زندگی و ناخُشی، در حالی که بی گمان، شمشیرهای بنی شَیْصَبان پی در پی بر آنان بوده است. فرمود: خدا بکشد ایشان را، چگونه [از راستی](13) بازداشته می شوند! گویا این گروه را می بینم که در خانه های خیش کشته شده اند، و فرمان خداوند آنان را شب یا روز فرا گرفته است. گفتم: ای پسر فرستادۀ خدا، آن رویداد کی خاهد شد؟ فرمود: هنگامی که میان شما و راه کعبه، با دست گروههایی که بهره ای از خوبی برایشان نیست و خدا و پیامبرش از آنان بیزارند، بسته شود، و سه [روز](14) سرخی در آسمان پدیدار گردد که در آن، ستونهایی مانند ستونهای نقره ای می باشند که نورانی می درخشند، و شَرُوسِی، با هدفِ کوه سیاه در پشتِ ری که پیوسته به کوه سرخ و چسبیده به کوههای تالِقان است، از اَرْمَنِسْتان و آذَرْبایْجان بیرون می آید. پس، میان او و میان مَرْوَزی نبردی نابودگر و ریشه برانداز خاهد بود که در آن، خردسال سپیدمو، و از آن، بزرگسال پیر می شود، و میان آن دو کشتار آشکار می گردد. پس، در آن هنگام، رفتن وی سوی زَوْرا را پیشبینی کنید، و در

آن جا درنگ نمی کند تا به ماهان و سپس به واسِط عراق برود، و در آن جا، شش(15) [روز](16) یا کمتر می ماند. آن گاه، به کوفان می رود، و میان آنان(17)، نبردی از نجف به حِیرَه تا غَرِی خواهد بود، نبردی سخت که در پیِ آن خِرَدها فراموش می شوند. پس، در آن هنگام، نابودی هر دو گروه می باشد، و بر خداوند است دروکردن بازماندگان…(18).

سیّد سلیمان مدنی تنکابنی-ایران- قم

https://telegram.me/joinchatakheruzzaman

دسته‌ها
pishgooii

پیشگوئیهای امیر المؤمنین علیه السّلام

زنان آخرالزّمان فتنه انگیزند

یظهر فی آخرالزمان و اقتراب الساعة و هو شرّ الازمنة نسوة کاشفات عاریات متبرّجات خارجات من الدین، داخلات فی الفتن، مائلات الی الشهوات، مسرعات الی اللّذات، مستحلّات للمحرّمات فی جهنم خالدات.
در آخرالزّمان و نزدیک شدن زمان موعود (قیامت یا حضرت مهدی علیه السّلام) که بدترین زمانهاست (چون جهان از ظلم و ستم پر شود) زنانی ظاهر می شوند بی حجاب و عریان بیرون آمده خودنمائی می کنند، از دین خارج می شوند (به احکام دین توجهی ندارند) در فتنه ها (آشوبها یا محافل عیش و شهوت) داخل می شوند و شهوترانی روی می آورند و به لذات جوئیها شتابانند، حرامهای الهی را حلال می کنند و در جهنم همیشه خواهند ماند.(392)

عجم بر شما پیروز شده گردن شما را می زنند

دانشمند بزرگوار شیعه سیدبن طاووس روایت کند که امیرالمؤمنین- علیه السّلام-فرمود: پیامبر-که درودخدابراو و خاندانش باد- به من عهد نمود و خبر داد که یا علی حتماً با گروه طغیانگر (معاویه و اصحاب او) و گروه بیعت شکن (طلحه و زبیر) و طایفه خارج از دین (خوارج) خواهی جنگید.

آگاه باشید: به خدا قسم ای گروه عرب دستهای شما از عجمها پر خواهد شد (بر سایر ملل پیروز می شوید) و از آنان برده ها و کنیز و… خواهید گرفت، تا اینکه چون دستهای شما از آن پر شد (و خوب مسلّط شدید) آنها بر شما چیره گشته همچو شیران و هیچ باقی نگذارند.
گردن شما را می زنند و آنچه خدا بر شما ارزانی داشته از شما بگیرند و بخورند و زمینهای شما را وارث شوند. ولی آنچه گفتم نخواهد شد مگر زمانی که برخی از برنامه های دین شما تغییر کند و زمانی که خود شما فساد بر پا کنید و حق پیشوایان خود را کوچک شمرده و نسبت به دانشمندان خاندان پیامبرتان تحقیر و سستی نمائید.
پس بچشید آنچه را خود کرده اید و خداوند هرگز ذره ای به بندگان ستم نخواهد کرد.(404)

قم شهر امن و شهر یاوران حضرت مهدی علیه السّلام

ابو موسی اشعری از حضرت امیر علیه السّلام پرسید: هنگام فتنه و جنگها، سالمترین شهرها و بهترین مکانها کجاست؟
حضرت فرمود: سالمترین مکانها در آن زمان کوهستانهاست، پس هنگامی که خراسان مضطرب شود و بین گرگان و طبرستان جنگ واقع گردد و سجستان خراب شود، سالمترین مکانها در این زمان قم است، این همان شهری است که یاوران برترین مردم از نظر پدر و مادر و جد و جده و عمو و عمه (یعنی یاوران حضرت مهدی عج) از آن خارج می شوند.
و این همان شهری است که درخشان نامیده شده و در آنجاست جای پای جبرئیل و جائی که آبی از آن می جوشد که هر کسی از آن نوشد از بیماری در امان است(411) – الحدیث.

آتش در حجاز و آب در نجف

امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: اذا وقعت النار فی حجازکم و جری الماء بنجفکم فتوقعوا ظهوره؛ زمانی که آتش در حجاز شما افتاد و آب به نجف شما جاری شد (نجف را آب گرفت یا آب به آنها رسید) پس منتظر ظهور او (حضرت مهدی علیه السّلام) باشید.(430)

——————————————

392 من لا یحضره الفقیه.

404 نوائب الدهور.
411بحار، ج 57.
429 نهج البلاغة.
430 نواهب الدّهور.
431 بحارالانوار از کمال الدین.

پیشگوئیهای امیر المؤمنین علیه السّلام

سیّد محمّد نجفی یزدی

http://www.ghadeer.org/Book/1020

دسته‌ها
torkyeh

ترکیه در آخرالزّمان

ترکیه در آخر الزّمان

نابودی پادشاه ترکیه (بخش 1)

علی پسر ابو طالب(علیهما السّلام)، در بیان نشانه های ظهور قائم(علیه السّلام)، فرمود: … هر گاه … زمامدار قسطنطنیّه نابود شود، و کناره های روم را شکافتن(1) ویران کند…(2).

«قُسْطَنْطَنِیَّه» شهری کهن بر کنارۀ دریای مَرْمَرَه در ترکیه است که پایتخت امپراتوری روم شرقی بود، و ترکهای عثمانی آن را گشودند و آن جا را اِسْتانْبُول نامیدند و پادشاهانشان در آن جای ماندگار شدند تا آن که پایتخت را به آنْکارا جا به جا کردند، و مراد از «زمامدار قسطنطنیّه»، واپسین فرمانروای ترکیه در آخر الزّمان است.

بی گمان، امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) در این روایت از پدیدآمدن شکافهایی بزرگ و شیارهایی گسترده در برخی بخشهای ساحلی پیرامون دریای مدیترانه خبر داده است، و بنا بر آن چه هویداست، این رویداد شگفت از پیامدهای زمین لرزه ای سخت می باشد که در ماه رمضان سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام) روی می دهد و بخشهایی بسیار از اروپا، ترکیه، عراق، سوریه، لبنان، اسرائیل، مصر و دیگر سرزمینها را ویران می کند.
——————————————
1. در همۀ نسخه های چاپی إلزام الناصب نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این جا «البزح» یافت می شود که به «البذح» اصلاح و ترجمه گردید.
2. إلزام الناصب، ج 2، ص 183، خطبۀ بيان 2 (ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی).

✔️برگرفته از: جهان در آستانۀ ظهور
پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی
@joinchatakheruzzaman

نابودی پادشاه ترکیه (بخش 2)

حدیثی یافت می شود که چنین می نماید از سخنان امام صادق(علیه السّلام) به جابر جُعْفِی پسر یزید باشد که او را به نگهداری کتاب سُلَیْم فرمان می دهد، و وی را از برخی رویدادهای آخر الزّمان آگاه می کند:

نگهدار این کتاب را ای جابر؛ پس، پادشاهی برای بنی عبّاس است تا آن که به عبدالله(1) دارندۀ واپسین پولهای زر و سیم پایان یابد، و آتشی(2) در حجاز پدیدار شود، و مسجد جامع کوفه و آن چه بنیانگذار در صَرات(3) برافراشته است، ویران شوند، و هر گاه پادشاه ترکان نابود شود، سرزمینهای(4) شام آشفته می شوند و پادشاهان در هم می شکنند(5) و راستی آشکار می شود، و ستایش برای خداوند است(6).

مراد از «عبدالله» در این روایت، عبدالله عبّاسی واپسین پادشاهان سه گانۀ بنی عبّاس در آخر الزّمان در مشرق است، و «ذو العین» -دارندۀ پولهای زر و سیم- از ویژگیهایش می باشد، و «الآخرة» -واپسین- ویژگی «العین» است، نه «ذو العین».

بنا بر آن چه هویداست، مقصود از پدیدار شدن آتشی در حجاز، شعله ورشدن آتشهایی بزرگ در پی ترکیدن برخی آتشفشانهای حجاز است، به گونه ای که بخشهای گسترده ای از حجاز و سرزمینهای پیرامونش را روشن می کنند و از جاهای دور، مانند شهر بُصْری در جنوب دمشق، دیده می شوند، چنان که رسول خدا(صلّی الله عليه و آله) فرمود: «ساعت (زمان قیام قائم) برپا نمی شود، مگر آن كه آتشی از سرزمين حجاز بیرون آید كه در بصری گردنهای شتران را روشن می كند»(7)، و ویرانی مسجد جامع کوفه یا با ویران کردن ساختمانش می باشد یا با کم شدن نمازگراران در آن و رهاکردنش، پس از رفتن سپاه سفیانی درون کوفه، چنان که امام صادق(علیه السّلام) فرمود: «هرگاه … مسجد جامع کوفه از آبادانی ویران شود»(8)، و نمی دانیم که مقصود از «آن چه بنیانگذار در صَرات برافراشته است» چیست، و می تواند پلی باشد که بر رود صرات بسته و ویران می شود، و «پادشاه ترکان» همان واپسین فرمانروایان ترکیه در آخر الزّمان است، چنان که امام علی(علیه السّلام) فرمود: «هر گاه … زمامدار قسطنطنیّه نابود شود»(9)، و آشفتگی سرزمینهای شام و نیز زیندگانش با آشوبی فراگیر هنگام آشکارشدن پرچمهای ابقع و اصهب و سفیانی در آن جا خاهد بود، چنان که امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) فرمود: «شام آشفته می شود و پرچمها برافراشته می شوند»(10)، و نیز فرمود: «پس، شامیان و فلسطینیها آشفته می شوند»(11)، و همۀ این رویدادهای یادشده از نشانه های ظهور امام مهدی(علیه السّلام) می باشند.
——————————————————-
1. در نسخۀ چاپی کتاب سلیم بن قیس الهلاليّ پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این جا «بعباد الله» یافت می شود که سازگار با آن چه در برخی نسخه های خطّی این کتاب آمده است، به «بعبدالله» اصلاح و ترجمه گردید.
2. در نسخۀ چاپی کتاب سلیم بن قیس الهلاليّ پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این جا «ناد» یافت می شود که سازگار با آن چه در برخی نسخه های خطّی این کتاب آمده است، به «نار» اصلاح و ترجمه گردید.
3. در نسخۀ چاپی کتاب سلیم بن قیس الهلاليّ پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این جا «الثاني بالفرات» یافت می شود که سازگار با آن چه در برخی نسخه های خطّی این کتاب آمده است، به «الباني بالصراة» اصلاح و ترجمه گردید. «صَرات: … آن، رودخانه ای است که از نهر عیسی، نزدیک سرزمینی که به آن مُحَوَّل گفته می شود، سرچشمه می گیرد، میان آن جا و میان بغداد فرسنگی است» (معجم البلدان، ج 3، ص 399، درگاه «الصَّراة»، ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی).
4. در نسخۀ چاپی کتاب سلیم بن قیس الهلاليّ پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این جا «لسان» یافت می شود که به «بلاد» اصلاح و ترجمه گردید.
5. در نسخۀ چاپی کتاب سلیم بن قیس الهلاليّ پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این جا «یکثر» یافت می شود که به «یکسر» اصلاح و ترجمه گردید.
6. کتاب سلیم بن قیس الهلاليّ، ج 2، ص 833، دنبالۀ ح 41 (ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی).
7. صحيح مسلم، ج 4، ص 8-2227، كتاب فتن و اشراط ساعت، ب 14، ح 42 (ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر).
8. التشریف بالمنن، ص 70-369، ملحقات، ح 542 (ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی).
9. إلزام الناصب، ج 2، ص 183، خطبۀ بيان 2 (ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی).
10. دلائل الإمامة، ص 475، ح 465 (ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی).
11. إلزام الناصب، ج 2، ص 162، خطبة البیان 1 (ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی).

✔️برگرفته از: جهان در آستانۀ ظهور
پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی
@joinchatakheruzzaman

دسته‌ها
qrbihaa

ناتوانی آمریکا و اروپا در آخر الزّمان

پیشبینی شگفت امام علی(علیه السّلام)

در بارۀ ناتوان شدن آمریکا و اروپا در آخر الزّمان

امیر مؤمنان علی(علیه السّلام)، در بیان نشانه های قیام قائم(علیه السّلام)، فرمود: … پادشاه رومیان ناتوان شود و عربها چیره شوند و مردمان، مانند جنبش مورچگان، سوی آشوبها بخیزند…(1).

بی گمان، امام علی(علیه السّلام) در این روایت از روی دادن برخی آشوبها و جنگهای پیاپی و ناتوان شدن پادشاه رومیان و فروریزی جایگاه و توانایی دولتهای اروپایی و آمریکایی در جهان، به ویژه خاورمیانه، خبر داده است، و به پیشرفت و نیرومندشدن برخی گروههای عرب سَلَفی (گذشته گرا) مانند اَعْرَج کِنْدی و پیروانش در لیبی و اَبْقَع فِهْری و پیروانش در مصر و عُثْمان سُفْیانی و پیروانش در سوریه و اَصْهَب مَرْوانی و پیروانش در عراق اشاره کرده است!

———————————————-

1.إلزام الناصب، ج 2، ص 158، خطبۀ بیان 1 (ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی).

https://t.me/joinchatakheruzzaman/12995

دسته‌ها
ghyaamgaran

قیامگران آخر الزّمانی

جایگاه قیام برخی قیامگران آخر الزّمانی

پاسخی به برخی نویسندگان ناکارشناس و برخی گروههای شبهه افکن

برخی نویسندگان ناکارشناس در مباحث مهدویّت و آخر الزّمان یا پیروان گروههای منحرف می خاهند چنین وانمود کنند که یمانی موعود لازم نیست از یمن باشد! و از آن جا قیام کند، و حتّی چنین اظهار می کنند که وی اهل بصره و قیامش از عراق خاهد بود!

نویسنده کانال آخر الزّمان با پژوهشهایی که در طول سالیان دراز در مباحث آخر الزّمان و مهدویّت انجام داده به این نتیجۀ قطعی رسیده است که هر قیامگر و شورشگری، حق باشد یا باطل، افزون بر برخی مشخّصات چهره و اندام و پرچم و یاران، کشور و چه بسا شهر و منطقۀ قیامش نیز مشخّص شده است، تا جریان قیام وی مورد سوء استفاده دیگران قرار نگیرد. بنا بر این، هر کس بگوید قیام یمانی در یمن نیست و روایتی در این باره نداریم و اهل بصره است و در عراق قیام می کند، دروغ می گوید و ما در مورد هر قیامگر در مبحث خُد روایات مختلف از جمله جایگاه قیامش را جمع آوری کرده ایم و در زمان مناسب ارائه خاهیم داد.

بنا بر روایات اسلامی:

1. امام مهدی(علیه السلام) جایگاه زیستن و ظهورش مدینه و آغازگاه قیامش در شهر مکّه و کنار کعبه است.

2. منصور حسینی یمانی جایگاه قیامش یمن می باشد و سپس به مدینه و مکّه می رود و با امام مهدی(علیه السّلام) به عراق می آید و سپس به شام می رود.

3. هاشمی چینی جایگاه زیستن و قیامش سرزمین شیلا در سین کیانگ چین است و سپس به مُلتان و خراسان و ایران و عراق می آید و آن گاه به شام می رود و نزدیک بیت المقدس به شهادت می رسد.

4. شعیب تمیمی خراسانی زیستگاهش شهر تالقان در استان تخارستان افقانستان و جایگاه قیامش شهر سمرقند است، و جالب است بدانید که تالقان و سمرقند هر دو جزو سرزمینهای خراسان اند و فاصله شان از هم خیلی دور نیست. این شخص با هاشمی چینی به ایران می آید و سپس به عراق می رود و آن گاه در مکّه به امام مهدی(علیه السّلام) می پیوندد و فرمانده لشکرش می شود و با آن بزرگوار به عراق می آید و پس از یورش به ترکیه، سوی شام و بیت المقدس و مصر می رود.

5. قرشی سیستانی زیستگاهش سیستان و جایگاه قیامش آبر سیستان است و سپس به قم می آید و گویا به عراق می رود.

6. حسنی گیلانی زادگاهش گیلان و آغازگاه قیامش دیلم در کوهستان شرقی گیلان می باشد و سپس از رشت به تهران و نیشابور می رود و گویا به سیستان هم می رود و آن گاه به اصفهان و قم می آید و از راه همدان به بصره و کوفه می رود و در آن جا به امام مهدی(علیه السّلام) می پیوندد.

7. سُفْیانِی زادگاهش جنوب دمشق و آغازگاه جنبش و قیامش در درۀ خشک در شهر سُوَیْدا می باشد و سپس بر دمشق و بر بیشتر سرزمینهای شام چیره می شود، و سپاهش بر مصر، عراق، ایران و عربستان سعودی یورش می برد.

 برگرفته از: جهان در آستانۀ ظهور
پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی
کانال آخر الزّمان
@joinchatakheruzzaman

دسته‌ها
setaareh

ستارۀ دنباله‌دار

گردش ستارۀ دنباله‌دار در کرانه‌ها و درگیری گروهها در دو ماه ربیع

ربیع اوّل و ربیع آخر سومین و چهارمین ماه از ماههای دوازده گانۀ سال هجری قمری نزد مسلمانان‌اند، و از برخی روایات اسلامی بیانگر رویدادهای آخرالزّمان بهره گرفته می‌شود که در این دو ماه، گردش ستارۀ دنباله‌داری که از نشانه‌های نزدیک‌شدن زمان قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) می‌باشد، مانند پیشتر، در کرانه‌های آسمان پایدار خاهد بود، و میان مردم، به‌ویژه مسلمانان در سرزمینهای اسلامی، جنگها سخت و آشوبها فراگیر می‌شوند، و بسیاری از گروهها، مانند رومیان، فرنگیان، روسها، ترکها، خزرها، عربها، بربرها، فارسها، کردها، بلوچها، خراسانیان، هندیان، سندیان، چینیان، کره‌ایها و ژاپنیها، گرفتار آن‌دو می‌شوند.

بنا بر آن‌چه در احادیث اسلامی آمده است، بزرگ‌ستاره‌ای دنباله‌دار که «گیسوی سختی‌آور» یا «گیسوی شیطان» نامیده می‌شود، کمی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام)، از ماه صفر تا رجب در کرانه‌های آسمان می‌گردد تا آن‌که در ماه شعبان میان خُرشید و زمین جای می‌گیرد و در ماه رمضان به زمین نزدیک می‌شود و پیرامونش می‌چرخد و اندک اندک درون پوشش گازی‌اش می‌رود و می‌سوزد و شعله‌ور می‌شود و سه یا هفت شبی پیاپی برای زمینیان نورافشانی می‌کند، و تندبادی سرخ پدید می‌آورد و شهابهایی فراوان بر روی زمین فرومی‌باراند و ناگهان با صدایی سخت و بسیار ترسناک در مشرق می‌افتد و مایۀ گرفتاریها و ناخُشیهایی برای مردم می‌شود.

از روایت وَلِید پسر مُسْلِم و جز آن بهره گرفته می‌شود که ترکها و رومیان، هنگام گردش ستاره‌ای دنباله‌دار در کرانه‌های آسمان از ماه صفر تا رجب پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام)، درون سرزمینهای کردی و عربی می‌روند.

ولید گفته است: جز این نیست که ستارۀ نشانه‌ها ستاره‌ای می‌باشد که در صفر و در دو ربیع یا در رجب در کرانه‌ها می‌گردد، و در آن هنگام، خاقان با ترکها می‌رود، در پیِ او رومیان آشکارشونده با پرچمها و صلیبها خاهند بود(1).

«خاقان» واژه‌ای ترکی است که در روزگاران کهن لقب پادشاهان ترکها بود، و بنا بر آن‌چه هویداست، مراد از «خاقان» در این حدیث، واپسین فرمانروای ترکیه در آخرالزّمان است که نیروهای ترکش از مرزهای جنوبی این کشور می‌گذرند و درون بخشی از سرزمینهای جزیره که در شمال و شرق کشور سوریه جای دارد، می‌روند، و مقصود از «رومیان آشکارشونده با پرچمها و صلیبها»، نیروهایی مسیحی‌اند که از سرزمینهای روم، مانند اروپا، آمریکا و استرالیا به دشت عُمْق، میان حَلَب و اَنْتاکِیَه، در شمال غربی سوریه، قَرْقِیسِیا در شرق این کشور و حِمْص در غرب سوریه و رَمْلَه در شمال فلسطین و اسکندریّه در شمال مصر می‌آیند.

ابو هُرَیْرَه از پیامبر(صلّی‌الله‌عليه‌وسلّم) روایت کرده است که فرمود: … سپس گروهها در دو ماه ربیع با هم درگیر می‌شوند…(2).

بنا بر آن‌چه هویداست، رسول خدا(صلّی‌الله‌عليه‌وآله) در این روایت از روی‌دادن ناسازگاریها و درگیریها در دو ماه ربیع اوّل و ربیع آخر پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام)، میان گروهها و دسته‌های گوناگون در جهان، به‌ویژه سرزمینهای اسلامی از مَرّاکُش در مغرب تا سین کیانگ در مشرق، خبر داده است، و خداوند داناتر است.

شایان یادآوری است، هنگامی که ما به نوشتار همۀ این حدیث بازمی‌گردیم، می‌بینیم که در نقل برخی سخنانش پیش‌وپس‌انداختنی روی داده است، و از آن‌چه پس‌انداخته شده است، سخن «سپس گروهها در دو ماه ربیع با هم درگیر می‌شوند» می‌باشد، در حالی که آن، به رویدادی در دو ربیع پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) در ماه محرّم اشاره می‌کند.
————————————————————
1. الفتن، ص 152، الجزء 3، دنبالۀ ح 620 (ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی).
2. الفتن، ص 149، الجزء 3، ح 611 (ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی).
✔️ برگرفته از: جهان در آستانۀ ظهور
پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی
کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

دسته‌ها
bimaary

بیماریهای واگیر در آخرالزّمان

🔻صفحۀ 1 از 3

🔴پدیدارشدن گرفتاریهای نوپدید و

پخش‌شدن بیماریهای واگیر در آخرالزّمان

پدیدارشدن گرفتاریهای نوپدید و پخش‌شدن بیماریهای واگیر در پی انجام نافرمانیها و گناهان تازه از سوی مردم از نشانه‌های نزدیک‌شدن زمان قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) است.

پیامبر(صلّى‌الله‌عليه‌وآله) فرمود: … هر گاه دعا را کم کنند، گرفتاری فرود می‌آید، و هر گاه صدقات را رها کنند، بیماریها فراوان می‌شوند… .(۱)

عبّاس ابن هِلال شامی گفته است که شنیدم رضا(عليه‌السّلام) می‌فرمود: هر گاه بندگان گناهانی را كه انجام نمی‌دادند، پدید آورند، خداوند برای آنان گرفتاریهایی را كه نمی‌شناختند، پديد می‌آورد.(۲)

ابو جعفر [باقر](عليه‌السّلام) روایت کرده است که رسول خدا(صلّى‌الله‌عليه‌وآله) فرمود: … هرگز زنا در میان گروهی پدیدار نشده است، به گونه‌ای که آن را آشکار کنند، مگر آن‌که میان آنان طاعون و دردهایی پدیدار شده‌اند که در پیشینیانشان که درگذشتند، نبوده‌اند… .(۳)

سلیمان ابن خالد گفته است که شنیدم ابو عبدالله [صادق](عليه‌السّلام) می‌فرمود: پيشاپيش قائم دو مرگ‌اند: مرگی سرخ و مرگی سفيد تا آن‌که از هر هفت تن پنج تن از میان بروند. مرگ سرخ شمشير، و مرگ سفيد طاعون است.(۴)

شایان یادآوری است، «مرگ سرخ شمشير» به ريختن خون مردمان با جنگها، و «مرگ سفيد طاعون» به نابودی مردم با پخش‌شدن بیماریهای واگیر در میانشان اشاره می‌کند.

اَعْلَم اَزْدِی روایت کرده است که امیر مؤمنان [علی](عليه‌السّلام) فرمود: پیشِ رویِ قائم مرگی سرخ و مرگی سپید و ملخی بهنگام و ملخی نابهنگام که مانند خون سرخ است، خاهند بود؛ ولی مرگ سرخ با شمشیر، و مرگ سپید با طاعون(۵) است.(۶)

ابو حمزۀ ثُمالِی گفته است که شنیدم ابو جعفر محمّد ابن علی(عليهما‏السّلام) می‏فرمود: … ای ابو حمزه، قائم(عليه‏السّلام) برنمی‌خیزد، مگر هنگام ترسی سخت، زمین‌لرزه‌هایی، آشوبی و گرفتاری‌ای كه به مردم می‏رسند، طاعونی پيش از آن، شمشيری برنده میان عربها، ناسازگاری‌ای سخت ميان مردم و پراكندگی‌ای در دينشان و دگرگونی‌ای در حالشان، به گونه‎ای كه هر آرزوکننده‌ای، از بزرگی آن‌چه از درنده‌خويی مردمان و خُردن برخی از آنان ديگری را می‌بیند، هر صبح و شام آرزوی مرگ ‌کند، و شورش وی هر گاه برشورد، هنگام ناامیدی و دلسردی خاهد بود… .(۷)

موسی ابن جعفر، از پدرش، از پدرانش(عليهم‌السّلام) روایت کرده است که رسول خدا(صلّى‌الله‌عليه‌وآله) فرمود: پدیدارشدن بواسیر و مرگ ناگهانی و جُذام (خُرِه) از نزدیک‌شدن ساعت است.(۸)

بدان که مراد از «ساعت» در برخی آیات قرآنی و بسیاری از روایات اسلامی، زمان قیام قائم(علیه‌السّلام) است.

سَکُونِی از ابو عبدالله [صادق](عليه‌السّلام) روایت کرده است که پیامبر(صلّى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم) فرمود: بی‌گمان، از پیش‎درآمدهای ساعت آن است که بیماری سست‎کنندۀ بخشی از بدن و مرگ ناگهانی پخش شوند.(۹)

مقصود از «مرگ ناگهانی»، مرگهای ناگهانی گوناگون‌اند، مانند مرگ با سکته یا با کشتن ناگهانی.

ابو هُرَیْرَه روایت کرده است: از نزدیک‎شدن ساعت آن است که مرد بدون درد بمیرد.(۱۰)

چنین می‎نماید که این حدیث از سخنان پیامبر(صلّى‌الله‌عليه‌وآله) باشد، اگرچه ابو هریرۀ صحابی آن را به وی نسبت نداده است.

سَدِیر صَیْرَفِی گفته است که با گروهی از کوفیان نزد ابو عبدالله جعفر ابن محمّد(عليهما‌السّلام) بودیم، به آنان رو کرد و فرمود: … پس، در آن هنگام، از حج بازداشته می‌شويد، ميوه‌ها كاهش می‌يابند، سرزمينها بی‌باران و خشک می‌شوند، دچار گرانی نرخها و از درستی برگشتن پادشاه می‌شوید، ستمگری و ستمِ بیش از اندازه با گرفتاری، وبا و گرسنگی ميان شما پدیدار می‌شوند، و آشوبها از همۀ گوشه‌وکناره‌ها بر شما سايه می‌افكنند… .(۱۱)

امیر مؤمنان علی(علیه‌السّلام)، در بیان نشانه‌های قیام قائم(علیه‌السّلام)، فرمود: … بهوش، ای وای بر بصره از آن‌چه(۱۲) در آن‌جا فرود می‌آید از طاعون و آشوبها که برخی از آنها در پی دیگری‌اند… .(۱۳)

بی‌گمان، امام علی(علیه‌السّلام) در این روایت از روی‌دادن برخی آشوبها و جنگهای پیاپی و فراگیرشدن برخی بیماریهای واگیر میان بصریان خبر داده است.

از کعب الاَحْبار روایت شده است که گفت: … بی‌گمان، قائم از فرزندان علی(علیه‌السّلام) است كه برای وی پنهان‌شدنی چون پنهان‌شدن یوسف و بازگشتی مانند بازگشت عیسی ابن مریم می‌باشد. سپس در پی پنهان‌شدنش، با برآمدن ستارۀ سرخ، ویران‌شدن زَوْرا كه همان ری است، فروبرده‌شدن مُزَوَّرَه كه همان بغداد است، شورش سفیانی و نبرد فرزندان عبّاس با جوانان ارمنستان و آذربایجان، آشکار می‌شود؛ آن، نبردی می‌باشد كه در آن، هزارانی و هزارانی كشته می‏شوند، هر کدام شمشیری آراسته را می‌گیرند که بر همگی پرچمهایی سیاه به جنبش درمی‌آیند؛ آن، جنگی است که مرگ سرخ و طاعون تیره با آن درمی‌آمیزند.(۱۴)

🔻صفحۀ 2 از 3

چنین می‎نماید که این حدیث ارزشمند دربردارندۀ برخی پیشبینیهای شگفت از سخنان پیامبر(صلّى‌الله‌عليه‌وآله) باشد، اگرچه كعب الاحبار تابعی آن را به وی نسبت نداده است.

«ستارۀ سرخ» همان بزرگ‌ستاره‌ای دنباله‌دار است که «گیسوی سختی‌آور» یا «گیسوی شیطان» نامیده می‌شود، و کمی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام)، از صفر تا رجب در کرانه‌های آسمان می‌گردد تا آن‌که در شعبان میان خُرشید و زمین جای می‌گیرد و در ماه رمضان به زمین نزدیک می‌شود و پیرامونش می‌چرخد و اندک‌اندک درون پوشش گازی‌اش می‌رود و می‌سوزد و شعله‌ور می‌شود و سه یا هفت شبی پیاپی برای زمینیان نورافشانی می‌کند، و تندبادی سرخ پدید می‌آورد و شهابهایی فراوان بر روی زمین فرومی‌باراند و ناگهان با صدایی سخت و بسیارترسناک در مشرق می‌افتد و مایۀ گرفتاریها و ناخُشیهایی برای مردم می‌شود.

«سُفْیانِی» همان عُثْمان شامی پسر عَنْبَسَه، رهبر شامیان و واپسین زمامداران اَمَوی از نژاد ابو سفیان در آخرالزّمان است که در صفر پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) رهبری برخی جنبشهایی که پیشتر در سوریه آغازیده شده بودند را می‌پذیرد، و در رجب در درۀ خشک در سُوَیْدا برمی‌شورد، و در ماه رمضان بر دمشق، سپس بر بیشتر سرزمینهای شام چیره می‌شود، و سپاهش بر مصر، عراق، ایران و عربستان سعودی یورش می‌برد.

«فرزندان عبّاس»، بنی عبّاسی‌اند که بخشی از سرزمینهای مشرق را در آخرالزّمان فرمانروایی می‌کنند.

«جوانان ارمنستان و آذربایجان» نیروهای خَزَری از ترک و روس و جز آن‎دو می‎باشند که در قَفْقاز جنوبی گرد می‌آیند، و چند ماه پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام)، با فرماندهی شَرُوسِی بر ایران یورش می‌برند، سپس به عراق می‌روند تا مروانیان را یاری کنند، و در آن‌جا با هم نابود می‌شوند.

شمشیرهای آراسته همان جنگ‌افزارهای نو و آراسته‌ای می‌باشند که سپاهیان آنها را در آخرالزّمان به کار می‌گیرند.

مقصود از «پرچمهایی سیاه» در این روایت، پرچمهای سیاه کوچکی‌اند که آنها را، کمی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام)، هاشمی چینی رهبری و شعیب تَمِیمِی خراسانی فرماندهی می‌کند.

«طاعون تیره»، طاعونی سخت و سراسری است که به بسیاری از مردم می‌رسد.

کعب گفته است: ترکها به جزیره می‌آیند تا آن‎که اسبهایشان از فرات سیراب شوند، پس، خداوند بر آنان طاعون را برمی‎انگیزد و می‎کشدشان؛ پس، از ایشان جز مردی رهایی نمی‌یابد.(۱۵)

چنین می‎نماید که این روایت از سخنان پیامبر(صلّى‌الله‌عليه‌وآله) باشد، اگرچه كعب الاحبار تابعی آن را به وی نسبت نداده است.

مراد از «ترکها» در این حدیث، نیروهای فرمانروای ترکیه‎اند که کمی پیش از قیام امام مهدی(علیه‎السّلام) از مرزهای جنوبی این کشور می‎گذرند و درون بخشی از سرزمینهای جزیره که در شمال و شرق سوریه جای دارد، میروند و به فرات می‌رسند، ولی از آن نمی‎گذرند.

امیر مؤمنان علی(علیه‌السّلام)، در یادکردن برخی سرزمینهای مشرق و رویدادهایش، فرمود: … ولی شهر تِرْمِذ پس بی‌گمان، آنان با طاعون نابودگر همه‎چیز می‌میرند؛ پس، کسی از ایشان نمی‌ماند.(۱۶)

«تِرْمِذ» شهری کهن بر کنارۀ شمالی رود جیهون (آمودریا) در جنوب شرقی ازبکستان است، و بیشتر زیندگانش گروههای تاجیک و اُزبک‎اند.(۱۷)

قَتادَه از سعید ابن مُسَیِّب روایت کرده است که امیر مؤمنان [علی(علیه‌السّلام)](۱۸) در بارۀ سخن او (خداوند) متعالی: «هیچ آبادی‎ای نیست، مگر آن‎که ما پیش از روز قیامت نابودگر یا شکنجه‌کنندۀ آن می‎باشیم»(۱۹)، پرسیده شد؟ فرمود: ویران می شود … سامان(۲۰) با طاعون… .(۲۱)

بنا بر آن‏چه هویداست، مراد از «سامان» در این روایت، سرزمینی در شمال افقانستان، میان بَغْلان و بَلْخ است که به آن «سَمَنْگان» (سَمَنْجان) گفته می‎شود، و ریشه‎اش «سامان‎گان» بوده است، و در شاهنامه فردوسی از آن یاد شده است، و پادشاهان خاندان سامانی به آن‎جا نسبت داده می‎شوند، و بیشتر زیندگانش گروههای اُزبک و تاجیک‎اند.(۲۲)

در پایان، برخی حدیثهایی را که پیرامون برخی بیماریهای یادشده در این گفتار آمده‎اند، یاد می‎کنیم.

اَنَس ابن مالک روایت کرده است که پیامبر(صلّى‌الله‌عليه[‌وآله]وسلّم) فرمود: طاعون برای هر مسلمانی شهادت است.(۲۳)

اُسامَه ابن زید روایت کرده است که پیامبر(صلّى‌الله‌عليه[‌وآله]وسلّم) فرمود: هر گاه بشنوید در سرزمینی طاعون است، درون آن نروید، و اگر در سرزمینی طاعون افتاد و شما در آن‎ بودید، از آن‎جا بیرون نروید.(۲۴)

بر کسی پوشیده نمی‎ماند که رسول خدا(صلّى‌الله‌عليه[‌وآله]وسلّم) بی‎گمان، در این سخن مسلمانان را به انجام قرنطینۀ بهداشتی در سرزمینهایی که در آنها طاعون پدیدار می‎شود، سفارش کرده است؛ برای پیشگیری از دچارشدن به این بیماری یا جلوگیری از پخش‌شدن آن در دیگر سرزمینها.

صفحه سه

🔻صفحۀ 3 از 3

ابو هریره روایت کرده است که رسول خدا(صلّى‌الله‌عليه[‌وآله]وسلّم) فرمود: … از جُذام‎گرفته بگریز، چنان‎که از شیر می‌گریزی.(۲۵)

امیر مؤمنان [علی](علیه‌السّلام) فرمود: شستن نشیمنگاه با آب سرد بواسیر را می‌بُرَد.(۲۶)

محمّد ابن مسلم گفته است که شنیدم ابو جعفر [باقر](عليه‌السّلام) می‎فرمود: بسیارنشستن در آبریزگاه بواسیر بر جای می‎گذارد.(۲۷)
————————————————————–
۱. جامع الأخبار، ص ۵۰۹، ف ۱۴۱، ح ۳۱؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲. الكافي، ج ۳، ص ۶۸۲، كتاب الإيمان و الكفر، ب الذنوب، ح ۲۹؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۳. الکافي، ج ۴، ص ۱۱۹، کتاب الإیمان و الکفر، ب في العقوبات المعاصي العاجلة، ح ۱؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۴. کمال الدین، ص ۶۸۳، الجزء الثاني، ب ۲۵، ح ۲۷؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۵. در همۀ نسخه‌های چاپی الغیبة نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «فالطاعون» یافت می‌شود که به «فبالطاعون» اصلاح و ترجمه گردید.
۶. الغیبة، نعمانی، ص ۲۸۶، ب ۱۴، ح ۶۱؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۷. الغيبة، نعمانی، ص ۴۰-۲۳۹، ب ۱۳، ح ۲۲؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۸. بحار الأنوار، ج ٥٢، ص ۲۶۹، ب ۲۵، ح ۱۵۷؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۹. الکافي، ج ۵، ص ۶۴۲، كتاب الجنائز، ب النوادر، ح ۳۹؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۰. فردوس الأخبار، ج ۴، ص ٢٩٨، ح ۶۴۲۳؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۱. الأمالي، للمفید، ص ۵-۶۴، المجلس السابع، ح ۱۰؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۲. در همۀ نسخه‌های چاپی إلزام الناصب نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «و ما» یافت می‌شود که به «ممّا» اصلاح و ترجمه گردید.
۱۳. إلزام الناصب، ج ۲، ص ۱۵۸، خطبة البیان ۱؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۴. الغیبة، للنعمانيّ، ص ۹-۱۴۸، ب ۱۰، ح ۴؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۵. الفتن، ص ۱۴۵، الجزء الثالث، دنبالۀ ح ۵۹۶؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۶. الفتوح، الجزء ۲، ص 320؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۷. بهره‌گرفته‌شده از: برخی منابع.
۱۸. میان دو کروشه از افزوده‎های ما است.
۱۹. قرآن کریم، سورۀ اسراء، آیۀ ۵۸؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲۰. در همۀ نسخه‌های چاپی مناقب آل أبي طالب نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «شامان» یافت می‌شود که به «سامان» اصلاح و ترجمه گردید.
۲۱. مناقب آل أبي طالب، ج ۲، ص ۳۱۲؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲۲. بهره‌گرفته‌شده از: برخی منابع.
۲۳. صحیح البخاريّ، ج ۳، ص ۱۰۴۱، كتاب الجهاد و السير، ب الشهادة سبع سوى القتل، ح ۲۶۷۵؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲۴. صحیح البخاريّ، ج ۵، ص ۲۱۶۳، كتاب الطبّ، ب ما يذكر في الطاعون، ح ۵۳۹۶؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲۵. صحیح البخاريّ، ج ۵، ص ۹-۲۱۵۸، كتاب الطبّ، ب الجذام؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲۶. الخصال، ص ۱۲-۶۱۱، ب الواحد إلى المئة، ح ۱۰؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲۷. علل الشرائع، ج ۱، ص ۲۷۸، ب ۱۸۷، ح ۱؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.

📚گزیده‌هایی از کتاب: جهان در آستانۀ ظهور؛ پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تَنْکابُنِی

✍🏻روش ما در نوشتن واژه‎ها،‌ بر پایۀ درست‌نویسی و سازگاری نوشتار با گفتار و برخی نکته‎های دیگر است.

✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

دسته‌ها
sofyaani

خروج سفیانی

خروج سفیانی
http://www.ghadeer.org/Book/2625/396729

برای این که شناسایی سفیانی به سادگی امکان پذیر باشد، در تعدادی از روایات، ویژگی های چهره و قیافه او نیز بیان شده است. این ویژگی ها بدین قرار است: ازرق (کبود چشم)، اعور (شبیه یک چشم)، وحش الوجه (دارای صورت وحشت انگیز)، اشقر (سرخ و سفید آن که سرخی بر سفیدی اش غالب باشد)، احمر (سرخ روی)، جدری (آبله رو)، ضخم الهامه (بزرگ سر)، ربعه (میانه بالا).
از جمله امام علی (ع) در توصیف او فرموده اند:
یخرج ابن آکله الاکباد من الوادی الیابس و هو رجل ربعه، وحش الوجه، ضخم الهامه بوجهه اثر جدری اذا رایته حسبته اعور…؛(۲۰۰)
فرزند زن جگرخوار از سرزمین خشک قیم می کند. او مردی میانه بالا، با صورتی وحشت انگیز، درشت سر و آبله روست. اگر او را ببینی گمان می بری یک چشم است… .
از میان روایاتی که این ویژگی را بیان کرده اند،(۲۰۱) تنها حدیثی معتبر است که او را سرخ روی مایل به سفید و کبود چشم معرفی می کند.
امام صادق (ع) در این روایت معتبر فرموده اند:
انک لو رایت السفیانی لرایت اخبث الناس، اشقر، احمر، ازرق…؛(۲۰۲)
تو اگر سفیانی را ببینی، پلیدترین مردم را دیده ای. او سرخ روی مایل به سفیدی و کبود چشم است… .
http://www.ghadeer.org/Book/2625/396732

حرکت سفیانی از نشانه های حتمی و قطعی است و در ماه رجب روی خواهد داد.

در روایت چهارمی، قیام سفیانی پس از قیام مردی از صنعا (پایتخت یمن) دانسته شده است

….سفیانی سپاهی هفتاد هزار نفری را به سوی کوفه گسیل می دارد… در این حال (که لشکر سفیانی در حال قتل و غارت کوفیان است) پرچم هایی از خراسان حرکت می کنند و به سرعت منازل را می گذرانند، در میان آن ها برخی از اصحاب قائم(عج) نیز حضور دارند.

————

مجموع روایات در این که محل خروج سفیانی سرزمین شام است، اتفاق نظر دارند.

—————

http://www.ghadeer.org/Book/2625/396735

اولین سرزمینی که خراب می شود، شام است. در این هنگام سه پرچم با یکدیگر به نزاع برمی خیزند: پرچم اصهب و ابقع و سفیانی. سفیانی با ابقع مواجه می شود، با یکدیگر می جنگند. سفیانی او و یارانش را می کشد، و پس از آن اصهب را می کشد… .

—————

http://www.ghadeer.org/Book/2625/396738

روایتی، مخالفان سفیانی را حسنی، اموی و قیسی نام برده است.(۲۴۷)
در روایات دیگری، منصور یمانی،(۲۴۸) و در سه روایت، ابقع،(۲۴۹) و در روایتی، اصهب از مخالفان سفیانی بر شمرده شده اند که همگی در جنگ با سفیانی شکست خواهند خورد.
———————–

http://www.ghadeer.org/Book/2625/396738

سفیانی پس از تصرف کردن مناطق پنج گانه، به مدت حمل زن (نه ماه) حکم خواهد راند…. .

نبرد قرقیسیا
سفیانی پس از سرکوب مخالفان، هدفی جز حمله به عراق ندارد. از این رو، با سپاهی بزرگ به سمت عراق رهسپار می شود. در میانه راه، در منطقه ای به نام قرقیسیا (شهری در سوریه در محل اتصال رود خابور و فرات)(۲۵۵) جنگ هولناک درمی گیرد و بسیاری کشته می شوند

دسته‌ها
پیشگویی های نوستر آداموس

پیشگویی های نوستر آداموس

پیشگویی های نوستر آداموس

دسته‌ها
gherghisiaa

قرقیسیا با آرماگدون فرق دارد

☑️متن شبهه و سوال👇👇👇👇👇

لطفا در مورد آرماگدون و یا قرقیسیا توضیح بدین. آیا درسته این یه جنگ قبل از خروج سفیانی هست؟ لطفا یه کتاب هم در زمینه حوادث قبل از ظهور معرفی کنین.

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
✅متن پاسخ به شبهه👇👇👇👇👇

🔹آرماگدون و قرقیسیا دو جنگ متفاوت است در دو منطقه متفاوت. متأسفانه عده ای این دوتا را یکی گرفتند، نه! استاد نجم الدین طبسی از اساتید بسیار بزرگ مهدویت کشور کتابی دارند به نام ″تا ظهور″ دو جلدی است. در آنجا در یکی از جلدها دقیقا نمی دانم، جلد یک یا دو.. دقیقا حضور ذهن ندارم، بحث آرماگدون و قرقیسیا را می آورند. وقتی آنجا روایات را می آورند، نتیجه گیری می کنند که این دوتا جنگ دوتاست، یکی نیست..

🔸قرقیسیا جنگی است که سفیانی پس از اشغال شام وقتی دارد به عراق می آید در منطقه ای به نام قرقیسیا حالا بعضی ها می گویند مرز بین شام و عراق هست در آنجا با یک جبهه کفر درگیر جنگ می شود، یعنی جبهه مقابلش هم جبهه کفر است، یعنی سپاه اسلام نیست، درگیر جنگ می شود و در آن جنگ سفیانی پیروز می شود.

🔹اما آرماگدون منطقه ای است در شمال فلسطین که به خود آنجا هرمجدو یا هرمجدون می گویند، که یک تپه ای است به نام تپه صهیون یا زایان… در آنجا جنگ آرماگدون جنگ نهایی سپاه خیر و سپاه شر است. لشکر امام زمان (عج) به سمت فتح بیت المقدس حرکت می کنند، آنجا با دشمنان جنگ نهایی رخ می دهد و پیروز این جنگ سپاه اسلام است.

🔸پس آرماگدون و قرقیسیا دوتا جنگ در دوتا منطقه ی متفاوت هست. قرقیسیا منطقه ای است بین عراق و شامات که همان تقریبا می توانیم بگوییم منطقه مرز بین عراق و ترکیه و سوریه این سه تا تقریبا با همدیگر هست و آرماگدون که در منطقه ای در شمال فلسطین است.

🔹برای توضیح بیشتر هم عرض کردم کتاب تا ظهور استاد طبسی را می توانید بخوانید. کتاب تا ظهور پی دی افش در اینترنت هست.

#پرسش_پاسخ

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
👤پاسخ دهنده: #استاد_احسان_عبادی

در ایتا
(👆جزو اساتید مهدویت ، پژوهشگر تاریخ و محقق)

✅پاسخ به تمامی شبهات و
سوالات شما🔰
🆔 @marefatemahdavi