دسته‌ها
dajjaL

سه سال سخت قبل از دجّال

ابو اُمامَه باهِلِی گفته است که

رسول خدا(صلّی‌الّاه‌علیه‌[وآله]وسلّم) برای ما سخنرانی کرد

… فرمود:
… بی‌گمان، پیش از شورش دجّال، سه سالی سخت خاهند بود که در آنها گرسنگی سختی به مردم می‌رسد. خداوند در سال نخست به آسمان فرمان می‌دهد که یک‌سوم بارانش را بازدارد، و به زمین فرمان می‌دهد، پس، یک‌سوم روییدنی‌اش را بازمی‌دارد. سپس در [سال](۳) دوم به آسمان فرمان می‌دهد، پس دوسوم بارانش را بازمی‌دارد، و به زمین فرمان می‌دهد، پس دوسوم روییدنی‌اش را بازمی‌دارد. سپس خداوند در سال سوم به آسمان فرمان می‌دهد، پس، همۀ بارانش را بازمی‌دارد و قطره‌ای نمی‌بارد، و به زمین فرمان می‌دهد، پس، همۀ روییدنی‌اش را بازمی‌دارد و سبزی‌ای نمی‌رویاند، و هیچ دارندۀ سُم‌شکافداری نمی‌ماند، مگر آن‌که نابود شده باشد، جز آن‌چه خداوند بخاهد… .(۴)
akharozzaman.blog.ir
۴. سنن ابن ماجة، ج ۵، ص ۱۹۷ و ۲۰۱، أبواب الفتن، ب فتنة الدجّال…، ح ۴۰۷۷؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۵. الفتن، ص ۱-۳۶۰، الجزء ۷، دنبالۀ ح ۱۳۱۶؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
akharozzaman.blog.ir

دسته‌ها
bani_abbaas

بنی عبّاس و بنی امیّه

برپاشدن دولت بنی امیّه و بنی عبّاس پیش از دولت امام مهدی(علیه السّلام)

از احادیث اسلامی بهره گرفته می شود که برای بنی اُمیّه با دو شاخه شان دو دولت خواهد بود: دولت نخستین همان است که پس از زمامداری چهار خلیفۀ مسلمانان در سال 41 هـ.ق با دست معاویه پسر ابو سفیان بنیادگذاری شد و در سال 132 هـ.ق با کشته شدن مروان حمار با دست عبّاسیان پایان یافت، و دولت دوم آن است که در آخرالزّمان بر پا می شود، و در این دولت واپسین، بنی مروان با رهبری اصهب مروانی در جزیره و عراق چند ماهی زمامداری می کنند، و بنی سفیان با رهبری عثمان سفیانی نه ماهی در بیشتر سرزمینهای شام فرمانروایی می کنند.

از احمد پسر محمّد پسر ابو نصر نقل شده است که ابو حسن رضا(علیه السّلام) فرمود:

پیش از این کار (زمامداری امام مهدی-علیه السّلام-)، سفیانی و یمانی و مروانی و شعیب پسر صالح خواهند بود…(1).

نیز از روایات اسلامی بهره گرفته می شود که بنی عبّاس (سیاه نشانان) دارای دو دولت می باشند: دولت نخستین همان است که پس از فروپاشی زمامداری اَمَویها در سرزمینهای اسلامی در سال 132 هـ.ق با دست عبدالله سفّاح بنیادگذاری شد و در سال 656 هـ.ق با کشته شدن عبدالله مستعصم با دست مغولها نابود شد، و دولت دوم آن است که در آخرالزّمان در بخشی از سرزمینهای مشرق برپا می شود، و آن اندازه که خداوند بخواهد زمامداری خواهند کرد.

عبدالله لَیْثِی پسر ابو اَشْعَث گفته است:

برای بنی عبّاس دو پرچم پدیدار خواهد شد که نخستینِ آن دو آغازش یاری (آسانی) و انجامش سنگینی (سختی) است؛ یاری اش نکنید(2) و خدا آن را یاری نکند، و دیگری آغازش سنگینی و پایانش کفر است؛ یاری اش نکنید(3) و خدا آن را یاری نکند(4).

چنین می نماید که این حدیث از سخنان پیامبر(صلّى الله علیه و آله) باشد، اگرچه عبدالله لَیْثِی تابعی پسر ابو اَشْعَث آن را به وی نسبت نداده است.

امام موسی کاظم(علیه السّلام) که هم روزگار با چهار خلیفۀ عبّاسی بود، فرمود:

پادشاهی بنی عبّاس فریب و پنهانکاری است. از میان می رود، به گونه ای که گفته شود: چیزی از آن بر جای نمانده است، سپس نوسازی می شود، به گونه ای که گفته شود: چیزی بر آن نگذشته است(5).

ابو جعفر -باقر-(علیه السّلام) فرمود:

دولت ما واپسین دولتهاست، و خانواده ای که برای آنان دولتی باشد، نخواهد ماند، مگر آنکه پیش از ما به زمامداری می رسد، تا هنگامی که روش ما را دیدند نگویند: اگر زمامدار شویم، مانند روش اینان رفتار می کنیم، و آن، سخن خدای عزیز و جلیل است: «و سرانجام از آنِ پرهیزکاران است(6)»(7).

…………………………………………………………………………………………………………
1. الغیبة، نعمانی، ص 262، ب 14، ح 12 (ترجمۀ نویسنده).
2. در نسخۀ چاپی الفتن پشتوانۀ ما، در نوشتار عربیِ حدیث، در این جا «لاینصرونها» یافت می شود که به «لاتنصروها» اصلاح و ترجمه گردید.
3. در نسخۀ چاپی الفتن پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این جا «لاینصروها» یافت می شود که سازگار با آنچه در نسخۀ چاپی این کتاب در مصر آمده است، به «لاتنصروها» اصلاح و ترجمه گردید.
4. الفتن، ص 135، جزء 3، ح 556 (ترجمۀ نویسنده).
5. الغیبة، نعمانی، ص 314، ب 18، ح 9 (ترجمۀ نویسنده).
6. قرآن کریم، سورۀ اعراف، آیۀ 128 (ترجمۀ نویسنده).
7. الغیبة، توسی، ص 3-472، ف 8، ح 493 (ترجمۀ نویسنده).

akharozzaman.blog.ir

دسته‌ها
bani_abbaas

اختلاف بنی عباس در آخرالزّمان

اختلاف بنی عباس در آخرالزّمان

اسحاق بن عمار از امام صادق علیهالسلام روایت کرده که آن حضرت فرمود:

لا ترون ما تحبون حتی یختلف بنو فلان فیما بینهم، فاذا اختلفوا طمع الناس و تفرقت الکلمه و خرج السفیانی [۱]

آنچه را که شما دوست دارید (که مراد قیام حضرت قائم علیه السلام است) نخواهید دید مگر موقعی که بنی فلان (یعنی بنی عباس) در بین خود اختلاف کنند. و چون آنان اختلاف کردند مردم به طمع می افتند و تفرقه ایجاد می شود و آن وقت است که سفیانی ظاهر میشود.

فإذا کان ذلک طمع الناس فیهم واختلفت الکلمه وخرج السفیانی [۲]

قال الصادق(ع):متی فرج شیعتکم فقال اذا اختلف ولد العباس و وهی سلطانهم و طمع فیهم من لم یکن یطمع [۳]

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام گفتم: فَرَج شیعیان شما کی می رسد؟ فرمودند: هنگامی که بنی عباس با هم کشمکش داشته و پایه دولتشان سست گردد و کسی که هیچگاه در خود احساس طمع به دولت انها نمی کرد، چشم به دولتشان بدوزد.

این اختلافی که درروایات بسیار تاکید شده برسر کلمه است که آن کلمه عدل و عدالت میباشدو آن اختلاف که برخی گفته اند برای اینکه آخرین خلیفه از فلانی می میرد و چون فرزندی ندارد برسرجانشینی او دعوی واختلاف می شود ربطی به بنی عباس آخرالزمان ندارد.

دقیقادر روایتی دیگر با تعبیرلاترون ماتحبون به کار برده شده است که اشاره امام به اختلاف میان شیعیان است

که این روایت اشاره به اختلافی که خواهد افتاددارد

و الذی نفسی بیده ما ترون ما تحبون حتی یتفل بعضکم فی وجوه بعض، و حتی یسمی بعضکم بعضا کذابین [۴]

قسم به کسی که جانم در دست اوست نکند آنچه راکه دوست دارید نخواهید دید مگر اینکه که برخی از شما روی برخی دیگر آب دهان نیندازد و برخی از شما برخی دیگر را به دروغگو خطاب می کنند.

کلمه، اختلافی در اندیشه وگفتار

سبحان الله أما تحبون أن یظهر الله تبارک وتعالی الحق والعدل فی البلاد، ویجمع الله الکلمه ویؤلف الله بین قلوب مختلفه، ولا یعصون الله عز وجل فی أرضه، وتقام حدوده فی خلقه، ویرد الله الحق إلی أهله فیظهر حتی لا یستخفی بشئ من الحق مخافه أحد من الخلق. أما والله یا عمار لا یموت منکم میت علی الحال التی أنتم علیها إلا کان أفضل عند الله من کثیر من شهداء بدر وأحد، فأبشروا[۵]

صاحب کتاب «مجمع النورین» دربارهی برخی از حوادث قبل از ظهور، در حدیثی از عبدالله بشار برادر رضاعی حضرت سیدالشهداء علیه السلام روایت کرده است که وی گفت: حضرت حسین بن علی علیه السلام در ضمن یک حدیث طولانی چنین فرمود:

«اختلاف الصنفین من العجم فی لفظ کلمه، و یسفک فیهم دماء کثیره، و یقتل منهم الوف الوف الوف و خروج الشروسی من بلاد الأرمینیه الی آذربایجان یسمی بالتبریز، یرید وراء الری، الجبل الأحمر المتلاحم بالجبل الأسود، لزیق جبال الطالقان فتکون بین الشروسی و بین المروزی وقعه صیلمانیه، یشیب منه الصغیر و یهرم منه الکبیر فتوقعوا خروجه الی الزوراء، و هی البغداد هی أرض میشومه، هی أرض ملعونه و یبعث جیشه الی الزوراء مأه و ثلاثون الفا الی الزوراء، و یقتل علی جسرها الی مده ثلاثه أیام سبعون الف نفس، و یفتض اثنیعشر ألف بکر، و تری ماء الدجله محمرا من الدم و من نتن الأجساد»[۶]

دو دسته از مردم «عجم» دربارهی لفظ کلمه ای (که ظاهرا کلمه عدل و عدالت باشد) دچاراختلاف میگردند و در میان آنان خونریزی بسیار میشود و هزاران هزار نفر کشته میشوند.(برخی باوقایع مشروطه تطبیق کرده اند)

آنگاه فرمود: و شروسی از بلاد (ارمنیه) به سمت آذربایجان که آن را (تبریز) می نامند به قصد کوه سرخ پشت شهر «ری» که متصل به کوه سیاه، و چسبیده به کوهستان «طالقان» است قیام می کند و میان «شروسی» و مروزی جنگ بسیار سختی روی میدهد که کودکان را پیر و بزرگسالان را فرسوده میکند.

سپس فرمود: پس در آن موقع منتظر خروج او، (یعنی: آمدن سفیانی) باشید که به سوی «زوراء» خروج خواهد نمود، و «زوراء» (بغداد) است و آن سرزمین شوم، و زمینی لعن شده میباشد، لشکری را که متشکل از صد و سی هزار نفر است برای تسخیر (بغداد) میفرستد و تا سه روز بر روی جسر بغداد، (یعنی: پل نهر دجله) میجنگند و هفتاد هزار نفر از طرفین بر روی جسر کشته میشوند بطوری که آب دجله، از خون رنگین و از اجساد متعفن میگردد، و دوازده هزار دختر را (از اهالی بغداد) بی عفت مینمایند.

…لَنْ یَخْرُجَ الْقَائِمُ وَ لَا تَرَوْنَ مَا تُحِبُّونَ حَتَّى یَخْتَلِفَ بَنُو فُلَانٍ فِیمَا بَیْنَهُمْ فَإِذَا کَانَ کَذَلِکَ طَمَعَ النَّاسُ فِیهِمْ وَ اخْتَلَفَتِ الْکَلِمَهُ وَ خَرَجَ السُّفْیَانِیُّ وَ قَالَ لَا بُدَّ لِبَنِی فُلَانٍ مِنْ أَنْ یَمْلِکُوا فَإِذَا مَلَکُوفقا ثُمَّ اخْتَلَفُوا تَفَرَّقَ مُلْکُهُمْ وَ تَشَتَّتَ أَمْرُهُمْ حَتَّى یَخْرُجَ عَلَیْهِمُ الْخُرَاسَانِیُّ وَ السُّفْیَانِیُّ هَذَا مِنَ الْمَشْرِقِ وَ هَذَا مِنَ الْمَغْرِب

یَسْتَبِقَانِ إِلَى الْکُوفَهِ کَفَرَسَیْ رِهَانٍ هَذَا مِنْ هُنَا وَ هَذَا مِنْ هُنَا حَتَّى یَکُونَ هَلَاکُ بَنِی فُلَانٍ عَلَى أَیْدِیهِمَا أَمَا إِنَّهُمْ لَا یُبْقُونَ مِنْهُمْ أَحَداً ثُمَّ قَالَ ع خُرُوجُ السُّفْیَانِیِّ وَ الْیَمَانِیِّ وَ الْخُرَاسَانِیِّ فِی سَنَهٍ وَاحِدَه..[۷]

قائم هرگزخارج نخواهد شد و آنچه را که دوست می دارید نخواهید دید تا آنگاه که فلان طائفه در میان خودشان اختلاف اندازند و چون چنین شود مردم در باره آنان به طمع افتند و اختلاف کلمه روى دهد و سفیانى خروج کند.
و فرمود: فلان طائفه به ناچار باید به حکومت برسند و همین که به حکومت رسیدند و سپس اختلاف نمودند حکومتشان از یکپارچگى بیفتد و کارشان پراکنده شود تا آنکه خراسانىّ و سفیانىّ بر آنان خروج کنند این یک از خاور و آن یک از باختر همچون دو اسب میدان مسابقه بسوى کوفه پیشتازى کنند این از این سو و آن از آن سو تا آنکه نابودى فلان طائفه بدست آن دو انجام پذیرد آنچنان که یک نفر از آنان را باقى نگذارند.
سپس آن حضرت فرمود: خروج سفیانىّ و یمانىّ و خراسانىّ در یک سال و…است

نکاتی دراین باره

۱-اختلاف بین بنی عباس آخرالزمان حتمی است وعامل نابودی آنها اختلاف است نه قدرت های خارجی

۲-بعد از این اختلاف است که مردم(اهل تسنن)جرأت طمع به بنی عباس را می کنند.

۳-حکومت بنی عباس بسیار قدرتمند است وکسی جرأت نگاه چپ به این حکومت را نمی کند.

۴-خروج سفیانی هم بعد از اختلاف بنی عباس وضعیف شدن آنها است.

۵-باتوجه به خروج سفیانی کلمه فرج در روایات به معنای ظهور حضرت حجت عج الله تعالی فرجه الشریف است

۶-اختلافات بین بنی عباس آخرالزمان باعث خونریزی های متعددی می شود

۷-حرکت سفیانی به خاطر بنی عباس و دشمنی با بنی عباس است و در روایات بسیاری داریم که او دشمن بنی عباس است وبرای انتقام از بنی عباس آخرالزمان خروج می کند.

۸-هم سفیانی وهم خراسانی برحکومت بنی عباس خروج می کنندیکی از غرب یکی از شرق

کسانی که بنی عباس را حکومت عربستان می دانند باید مراقب باشند از سفیانی حمایت نکنند چرا که دشمنی سفیانی با حکومت عربستان باعت دوستی آنها با سفیانی نشود درحالی که ما حکومت عربستان را بنی عباس آخر الزمان نمی دانیم بلکه بنی عباس آخرالزمان کسی است که سفیانی با او می جنگد وهمین جنگ سفیانی نیز نباید باعث حمایت از بنی عباس شود چرا که چون فلان کشور مثلا الان دارد باسفیانی می جنگد پس ما باید از او حمایت کنیم این خطایی بس بزرگ است که خیلی ها دچار آن می شوند یا بلعکس در روایات داریم برخی از شیعیان و خوبان درلشکرسفیانی می روند ولی درروز ابدال برمی گردند ولی انهایی که کشته شدندخدا میداند چه عاقبتی در قیامت درانتظارشان است.

شاید درباره مدت حکومت بنی عباس آخرالزمان که از جمله نشانه های اصلی وفراموش شده آخرالزمان است کمتر صحبت شده با شد در این روایت ۳ نفر که بر حکومت بنی عباس آخرالزمان حکومت می کنند را بیان می کند که نام سه حاکم آن هم نام پیامبران است و مدت حکومتشان ۴۰سال می باشد.

با توجه اتصال زوال ملک بنی عباس وظهور حضرت این نشانه اهمیت بسیاری دارد.

برکناری دونفرازبنی عباس آخرالزمان

ازجمله نشانه هایی که در آخر الزمان بسیار مهم است و از ائمه به عنوان کل فرج نام برده شده بنی عباس آخرالزمان است که ما در فرصتهای مناسبتر این را موشکافی کرده وبررسی می کنیم .اما قبل از اینکه به بررسی بنی عباس بپردازیم برخی از روایتها رابرای عزیران قرار می دهیم که باشد راهگشای آنان باشد و یکی از نشانه های بنی عباس در آخر الزمان خلع دونفر که آن دو نفر در حکومت بنی عباس از ارکان اصلی نیستند بلکه از ارکان فرعی می باشندکه شخص اول بدون اختلاف برکنار می شود و از قدرت بنی عباس کاسته نمی شود ولی در هنگام خلع دومین شخص از منصب خود بنی عباس دچار اختلاف شده و باعث طمع سفیانی می شود و سفیانی خروج می کند.

قبلا گفتیم امرسفیانی که شخصی جوان و موفرفری وسفید و قد بلند است در حمص جرقه می زند و شعله ورشدن آن دردمشق است و با اختلاف بنی عباس است که هنگام خلع شخص دوم از منصب در حالی که اصلی نیست سفیانی خروج می کند.

پی نوشتها

[۱] – روضه کافی ص۲۰۹

[۲] – بحارج۵۲ص۲۳۲

[۳] – اعیان الشیعه ص۷۳و(تفسیر عیاشی از یعقوب بن سراج)

[۴] – بحارالانوارج۵۲ ص۱۱۶

[۵] – بحارالانوار ج۵۲ص۱۲۷-الکافی ج۱ص۳۳۳-کمال الدین ج۲ص۶۴۵

[۶] – مجمع النورین ص۲۹۷ چاپ محرم ۱۳۲۷ وبشارهالاسلام ص۸۵

[۷]-الغیبه( للنعمانی) ص: ۲۵۶

https://t.me/joinchatakheruzzaman

akharozzaman.blog.ir

دسته‌ها
aarmaagedoon

نبرد ارمنستان

نبرد و ویرانی در ارمنستان سرآغاز برخی نبردها و ویرانیها در آخرالزّمان

کعب گفته است: جزیره از ویرانی آسوده است تا آن‌که ارمنستان ویران شود، و مصر از ویرانی آسوده است تا آن‌که جزیره ویران شود، و کوفه از ویرانی آسوده است تا آن‌که مصر ویران شود، و نبرد پُرکشتار نخاهد بود تا آن‌که کوفه ویران شود، و شهر کفر گشوده نخاهد شد تا آن‌که نبرد پُرکشتار باشد، و دجّال برنمی‌شورد، مگر آن‌که شهر کفر گشوده شود.(۱)

چنین می‌نماید که این روایت از سخنان پیامبر(صلّى‌الّاه‌عليه‌وآله) باشد، اگرچه کعب الاحبار تابعی آن را به وی نسبت نداده است.

«جزیره» بخش شمالی سرزمینهای میان دو رود دِجْلَه و فُرات از جنوب شرقی ترکیه و شمال و شرق سوریه تا درون عراق است.

مراد از «شهر کفر» قُسْطَنْطِینِیَّه است که شهری بزرگ و کهن بر کنارۀ دریای مَرْمَرَه در ترکیه و پایتخت امپراتوری روم شرقی بود. پس، ترکهای عثمانی آن را گشودند و اِسْتانْبُول نامیدند و پادشاهانشان در آن‌جا ماندگار شدند تا آن‌که پایتخت را به آنکارا جابه‌جا کردند، و چون این شهر میان دو قارّۀ اروپا و آسیا جای دارد، دارای جایگاهی راهبردی است و به آن دروازۀ اروپا گفته می‌شود.(۲)

مقصود از «نبرد پُرکشتار» در این‎جا همان نبرد پرکشتار بزرگ است، و آن جنگ خونین بزرگی است که پس از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام)، میان امام و یاران مؤمنش با رومیان و همپیمانان کافرشان، در چراگاه عَکّا در فلسطین، هنگام گشودن کشور اسرائیل و آزادکردن بیت‌المقدس، روی می‌دهد، و این همان جنگی است که یهودیها و مسیحیان آن را نبرد آرْمَگِدُون می‌نامند.
———————————————
۱. المستدرك علی الصحیحین، ج ۵، ص ۶۵۶، ک الفتن و الملاحم، ح ۸۴۷۶؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲. بهره‌گرفته‌شده از: برخی منابع.

📚گزیده‌هایی از کتاب: جهان در آستانۀ ظهور؛

پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تَنْکابُنِی

✍🏻روش ما در نوشتن واژه‎ها،‌ بر پایۀ درست‌نویسی و سازگاری نوشتار با گفتار و برخی نکته‎های دیگر است.
✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman1

دسته‌ها
baaraan

بارانهای سیل آسا+کوفه+بصره

بارش بارانهای سیل آسا و سرکشی آبها در آخرالزّمان
بارش بارانهای سیل آسای پی در پی در زمانی کوتاه و سرکشی آبها و فرورفتن بسیاری از سرزمینها در آب از نشانه های نزدیک شدن زمان قیام امام مهدی(علیه السّلام) می باشد.
بی گمان، بارانهایی که در سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام) در بازۀ چهل روز می بارند و مایۀ چیره شدن آب بر زمین و سست شدن و رانش آن و ویرانی سرزمینها و نابودی روییدنیها و تباهی میوه ها و کم شدن خوراکیها می شوند، توفان نوح(علیه السّلام) را به یاد انسان می آورند.
داستان توفان نوح میان مسلمانان، یهودیان و مسیحیان شناخته شده و در قرآن کریم و تورات یاد شده است، و بنا بر آنچه از نوشتار این دو کتاب و جز آن دو هویدا می شود، این توفان فراگیر و جهانی و مرکزش سرزمینهای جزیره و عراق بوده است که میان دو رود دجله و فرات جای گرفته اند. و بی گمان، خداوند دعای نوح(علیه السّلام) بر زیان قومش را که سرکشی و بت پرستی می کردند، پاسخ داد، و به نوح فرمان داد که کشتی ای بزرگ بسازد، و هنگامی که ساختن کشتی پایان یافت، خداوند رنجش را بر آن گروه ستمکار فرود آورد، به گونه ای که در بازۀ چهل روز و شب، از آسمان بارانهایی سیل آسا فرستاده و از زمین چشمه های بسیاری جوشیده شدند؛ پس، از گردآمدن آب آن بارانها و چشمه ها توفانی بزرگ پدید آمد که کافران را نابود کرد، و مؤمنانی که با نوح سوار کشتی شده بودند، از آن رهایی یافتند(1).

از اَنَس پسر مالِک نقل شده است که رسول خدا(صلّى الله علیه و سلّم) فرمود:

ساعت (زمان قیام قائم) بر پا نمی شود، مگر آنکه مردمان
بارانی فراگیر باریده شوند و زمین چیزی نرویاند(2).

از اَنَس پسر مالِک شنیده شده است که می گفت:

از [نشانۀ](3) نزدیک شدن ساعت (زمان قیام قائم) پدیدارشدن کانها،
بسیاری باران و کمی روییدنی است…(4).

چنین می نماید که این حدیث از سخنان پیامبر(صلّى الله علیه و آله) باشد، اگرچه انس صحابی پسر مالک آن را به وی نسبت نداده است.
بدان که بی گمان، مراد از «ساعت» در برخی آیات قرآنی و بسیاری از روایات اسلامی، همان زمان قیام قائم(علیه السّلام) می باشد.

از ابو هُرَیْرَه روایت شده است که رسول خدا(صلّى الله علیه و سلّم) فرمود:

خشکسالی آن نیست که باران نباریده شود، بلکه خشکسالی آن است که باریده و باریده شوید و زمین چیزی نرویاند(5).

از ابو بَصِیر نقل شده است که ابو عبدالله -صادق-(علیه السّلام) فرمود:

بی گمان، پیشاپیش قائم(علیه السّلام) سالی پُرآب و باران خواهد بود که در آن،
میوه ها و خرما روی درخت تباه می شوند. پس، در آن گمان مبرید(6).

ماهها و روزهای بارش بارانهای سیل آسا
از شَعْبِی نقل شده است که پسر کوّاء به علی(علیه السّلام) گفت:

ای امیر مؤمنان، آیا سخنت: «شگفتا سراسر شگفتی میان جمادی و رجب» را دیدی؟! فرمود او (علیه
السّلام): وای بر تو ای یک چشم، آن، گردآوردن پراکنده ها و زنده کردن مردگان و دروکردن روییدنیها
و سختیها و کارهای بزرگی اند که نابودگر و نیست کننده می باشند، من و تو در آنجا نیستیم(7).
عبدالکریم خَثْعَمِی نقل کرده و گفته است: به ابو عبدالله -صادق-(علیه السّلام) گفتم:
قائم(علیه السّلام) چه اندازه پادشاهی می کند؟ فرمود: هفت سال در حالی که برای وی روزها
دراز می شوند، به گونه ای که یک سال از سالهایش اندازۀ ده سال از سالهای شما خواهد بود؛
پس سالهای پادشاهی اش هفتاد سال از سالهای شما می باشد. و هر گاه قیامش نزدیک شود،
مردمان در جمادی آخر و ده روز از رجب بارانی باریده می شوند که آفریدگان همانندش را ندیده اند؛
پس با آن گوشت مؤمنان و تنهای آنان را در گورهایشان می رویاند، و گویا من می نگرم به
آنان در حالی که از سوی جُهَیْنَه روی می آورند و موهایشان را از خاک پاک می کنند(8).

مراد از «جُهَیْنَه» در این حدیث همان سرزمین جهینه از سرزمینهای حجاز است که در غرب مدینه تا کنارۀ دریای سرخ جای دارد(9).
امام مهدی(علیه السّلام) در نامه ای که در روزگار پنهان شدنش، برای دانشمند شیعه شیخ مفید(رحمه الله) فرستاده است، فرمود:

… بی گمان، ما نگاهداری را شما را نادیده نمی گیریم، و یادآوری شما را فراموش نمی کنیم،
و اگر آن ‏نمی بود، بی گمان، سختی بر شما فرود می ‏آمد، و دشمنان، شما را ریشه کن
می کردند … به پنهان ورزی چنگ زنید از زبانه کشیدن آتش روزگار نادانی عربها که گروههایی
اَمَوی آن را برمی افروزند، و با آن، گروهی راه یافته را می ترسانند … هر گاه جمادی اوّل از
این سالِ شما (سال ظهور) فرا برسد، از آنچه در آن روی می دهد، پند بگیرید، و برای آنچه در
پی اش خواهد بود، از خواب فراموشیِ خود بیدار شوید. به زودی برای شما از آسمان نشانه ای
روشن پدیدار می شود، و همانندِ آن در زمین خواهد بود، و در سرزمین مشرق چیزی ناشادمانگر
و آشفته کننده روی می دهد، و پس از آن، گروههایی بیرون رونده از اسلام بر عراق چیره
خواهند شد که با کارهای بدشان روزیها بر مسلمانان تنگ می شوند. سپس در پیِ آن، اندوه
از میان می رود با نابودی سرکشی از بدان که با مرگش پرهیزکارانِ خوب شادمان می شوند…(10).

شایان یادآوری است که بی گمان، امام مهدی(علیه السّلام) در این نامۀ ارزشمند به رویدادهای بزرگِ پیاپی ای اشاره می کند که در سال ظهورش در جهان، به ویژه سرزمینهای اسلامی، روی می دهند، و مراد از «گروههایی اَمَوی»، همان بنی مروان و بنی سفیان و دنباله های آنان مانند گروه داعش اند، مقصود از «گروهی هدایت شده»، همان شیعیان امام علی(علیه السّلام) می باشند، و نمی دانیم چه رویدادی در ماه جمادی اوّل روی می دهد که مایۀ پندگرفتن می شود، و سخن وی: «و برای آنچه در پی اش خواهد بود، از خواب فراموشیِ خود بیدار شوید» به بارش بارانهای سیل آسای پیاپی در جمادی آخر و ده روز از رجب اشاره دارد، و آنها همان بارانهای شگفتی اند که آفریدگان مانندشان را ندیده اند، و نیز به سه صدایی که در ماه رجب شنیده می شوند و به قیام سفیانی و یمانی و خراسانی در این ماه اشاره می کند، و نشانۀ روشنِ آسمانی همان صدایِ بلند جبرائیل(علیه السّلام) است که هنگام دمیدن سپیدۀ سحر در مکّه، شب جمعه 23 ماه رمضان، نام قائم(علیه السّلام) را از آسمان فریاد می زند، و نشانۀ زمینیِ همانند نشانۀ آسمانی همان صدای ابلیس(لعنه الله) می باشد که پس از ناپدیدشدن خورشید در مکّه، در پایان روز جمعه 23 ماه رمضان، نام عثمان را از زمین بانگ می زند و مردم را سوی ناراستی فرا می خواند، و سخن امام: «در سرزمین مشرق چیزی ناشادمانگر و آشفته کننده روی می دهد» از مرگ دومین پادشاه بنی عبّاس عبدالله بسیاردارا در ماه رجب و افتادن ناسازگاری و چنددستگی میان آنان در ماه شعبان خبر می دهد، و در پیِ این رویداد بزرگی که دولت بنی عبّاس را سست می کند، چیره شدن اَصْهَب مروانی و پیروانش، از بازماندگان حزب بعث و گروه داعش، بر سرزمینهای جزیره و عراق، خواهد بود، و گمانی نیست در اینکه این گروههایِ ستمکارِ بیرون رونده از اسلام، پس از آنکه بر کشور عراق چیره می شوند، راهِ رسیدن ایرانیان از آنجا به سوریه را می بندند، و دایرۀ تنگنای دولتهای غربی بر سوریها را تنگتر می کنند، و در پیِ این کارهای دشمنانه، بی گمان، ایرانیان بر عراق یورش می برند و شهر راهبردی بصره را می گیرند و عراقیها را در تنگنا می افکنند و از فرستادن کالاهای خوراکی و دیگر چیزها از ایران و از بندر بصره به عراق پیشگیری می کنند، و بدین گونه، مسلمانان در عراق و سوریه دچار تنگناهای اقتصادی دشواری می شوند، و بنا بر آنچه هویداست، مقصود از «سرکشی از بدان»، همان عثمان سفیانی فرمانروای بیشتر سرزمینهای شام است که سپاهش بر مصر، عراق، ایران و عربستان سعودی یورش می برد، و با نابودی اش، دلهای مؤمنان در سراسر جهان شاد می شوند.

چیره شدن آب بر روی زمین
روایت شده است از علی پسر محمّد عسکری، از پدرش، از نیایش امیر المؤمنین(علیه السّلام) که فرمود: رسول خدا(صلّى الله علیه و آله) فرمود: هنگامی که به آسمان چهارم برده شدم، نگاه کردم به گنبدی از لؤلؤ که برای آن چهار گوشه و چهار در بود همه اش از پارچۀ ابریشمی زربافت سبز، گفتم: ای جبرائیل، این گنبدی که نیکوتر از آن را در آسمان چهارم ندیدم چیست؟! گفت: دوست من محمّد، این شکل شهری است که به آن قم گفته می شود و در آنجا بندگان مؤمن خداوند گرد می آیند که چشم به راه محمّد و شفاعت وی برای رستاخیز و حساب کردن می باشند، و بر آنان اندوه، دلنگرانی و ناشادمانیها و ناخوشایندها می رود. [راوی](11) گفت: از علی پسر محمّد عسکری(علیه السّلام) پرسیدم: کی چشم به راه گشایش خواهند شد؟ فرمود:

هنگامی که آب روی زمین را فرا گیرد.(12)

1. میان دو کروشه از افزوده های ما هست، و بنا بر آنچه از کتاب «تاریخ قم، ص 269، ف 8،  ب 1، چاپ نخست، سال 1385 هـ.ش در قم» برمی آید، راوی همان ابو مُقاتِل دیلمی است.
2. الاختصاص، ص 2-101، در مدح مدینۀ قم (ترجمۀ نویسنده).

سستی زمین و رانش آن
عبدالله پسر عبّاس گفت که با رسول خدا(صلّى الله علیه و آله و سلّم) حج گزاردیم، حجّ وداع(13). پس، حلقۀ در کعبه را گرفت و به ما رو کرد و فرمود: آیا شما را از پیش درآمدهای «ساعت» آگاه نکنم؟ و در آن روز، سلمان از همۀ مردم به او نزدیکتر بود، گفت: بله ای فرستادۀ خدا. فرمود:

… هنگام آن پیش درآمدها «رُوَیْبَضَه» سخن خواهد گفت. سلمان گفت: ای فرستادۀ خدا، پدر
و مادرم فدای تو باشد، «رویبضه»(14) چیست؟ فرمود او(صلّی الله علیه و آله و سلّم): کسی
در بارۀ کار تودۀ مردم سخن خواهد گفت که پیش از این چنین نمی کرد. ایشان آن اندازه که
خدا بخواهد، می مانند و در مدّت ماندگاریشان زمین را می کاوند. پس زمین پاره های دل خود،
تلا و نقره، را سوی ایشان می افکند(3). آن گاه، با دست خود به ستونها اشاره کرد و فرمود:
مانند اینها. آنان جز زمانی اندک درنگ نمی کنند تا آنکه زمین سست شود سست شدنی؛ پس
هر گروهی گمان می کند که سرزمین آنان سست شده است. سپس فرمود: پس در آن روز،
تلا و نقره سودی نمی دهند؛ و این، معنای سخن خداوند: «بی گمان، پیش درآمدهای
آن (ساعت) فرا رسیده اند»(15)، می باشد(16).

بدان که بی گمان، بنا بر پژوهش نویسنده، در رونویسی و نقل گفتارهای این حدیث در هم ریختگی و پیش و پس افتادنی روی داده است، و ما سازگار با آنچه از همۀ روایات اسلامی بیانگر رویدادهای آخرالزّمان بهره گرفته ایم، آن را درست و نقل کرده ایم.
بنا بر آنچه هویداست، بی گمان، این سستی سخت برای زمین از نشانه ها و پیامدهای بارش بارانهای سیل آسای پیاپی بر روی آن می باشد.
1. حجّ وداع واپسین حجّی است که پیامبر(صلّی الله علیه و آله) آن را گزارد.
2. «رُوَیْبَضَه»، بنا بر آنچه در فرهنگنامه های واژگان عربی آمده است، کوچک شدۀ رابِضَه می باشد، و ها در آن برای مبالغه است، و جمع آن رُوَیْبَضون و رُوَیْبَضات، و از معانی آن «انسان ناشناخته»، «ناتوان از کارهای بزرگ» و «گوسفندچران» می باشد (در این باره بنگرید: العین و لسان العرب، درگاه «ربض»).
3. مرادش آن است که رویبضه ها در روزگار فرمانرواییشان در آخرالزّمان به گنجها و کانهای زمین دست می یابند، و گمانی نیست که این کار برآیند سخت آزمندیشان بر زیباییهای دنیا و آرایشهای آن و بسیاری گنجها و کانها در کشورشان و بهره گیری آنان از فن آوریهای نوین می باشد.
4. قرآن کریم، سورۀ محمّد(صلّی الله علیه و آله)، آیۀ 18 .
5. تفسیر القمّیّ، ج 2، ص 82-279، سورۀ محمّد-صلّی الله علیه و آله- (ترجمۀ نویسنده).

سیلاب در کوفه و نجف
«کُوفَه» در روزگاران کهن سرزمینی شنزار و سرخ بر کنارۀ غربی رود فُرات بود که شهر کوفه در مشرق، و بخشهای بلند جای گرفته در پشت آنجا در مغرب، مانند ثَوِیَّه، غَرِی و نَجَف، را در بر می گرفت، و «نجف» بلندی ای در پایانۀ پشت کوفه بر کنارۀ دریای نجف در مغرب می باشد که نزدیک 1 کیلومتر از آرامگاه امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) دور است، و این نام با گذر زمانها شناسه ای شد برای شهری که در کنار همان بلندی پدید آمد(17).
از سَعْد نقل شده است که ابو عبدالله -صادق-(علیه السّلام) فرمود:

سال گشایش فرات پرآب می شود، به گونه ای که درون کوچه های کوفه می رود(18).

امام صادق از پدرانش(علیهم السّلام) نقل کرده است که علی(علیه السّلام) فرمود:

هر گاه در حجازِ شما آتش افتد و در نَجَفِ شما آب روان شود،
چشم به راه آشکارشدن قیامگرتان باشید(19).

روایت شده است که بی گمان، سرور ما زین العابدین علی پسر حسین(علیهما السّلام)، روز آمدنش به مسجد جامع کوفه و پس از آنکه در آنجا نماز گذارد، بر نجفِ کوفه ایستاد و فرمود:

همان است، همان است، ای نجف. سپس گریست و گفت: چه ناخوشیِ فراگیری! در بارۀ آن پرسیده
شد، فرمود: هر گاه نجفِ شما را سیل و باران پُر کنند، در حجاز، میان سنگها و کلوخها، آتش پدیدار شود
و تاتارها بغداد را بگیرند، چشم به راه آشکارشدن قیامگر باشید که چشم به راهش می باشند(20).

مراد از «تاتارها» در اینجا، همان ترکهای مغول زیندۀ بخش تُرْکِسْتان در آسیای میانه اند که استان سِینْ کِیانْگ چین، ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان را در بر می گیرد.
از این حدیث و دیگر روایات بیانگر رویدادهای آخرالزّمان هویداست که بی گمان، هنگامی که زمان قیام امام مهدی(علیه السّلام) نزدیک می شود، فرات سرریز می شود، به گونه ای که آب درون خیابانها و کوچه های کوفه و نجف می رود، برخی آتشفشانهای حجاز می جوشند و شعله ور می شوند، و «تاتارها» با رهبری هاشمی چینی و فرماندهی شُعَیْب تَمِیمِی خراسانی بر عراق یورش می برند و بخشهای راهبردیش، مانند بصره، کوفه و به ویژه بغداد را که در آن زمان یکی از بزرگترین پایگاههای ارتشی سپاه سفیانی است، می گیرند.
1. بهره گرفته شده از: برخی منابع.
2. الإرشاد، ج 2، ص 377 (ترجمۀ نویسنده).
3. الصراط المستقیم، ج 2، ص 258، ف 1، با نقل از: عجائب البلدان (ترجمۀ نویسنده).
4. التشریف بالمنن، ص 369، ملحقات، ح 541 (ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر).

فرورفتن بصره در آب

بَصْرَه شهری بندری در جنوب شرقی عراق بر کنارۀ  خلیج فارس و بر کرانۀ شطّ العرب است که در شمال کویت و نزدیک مرزهای ایران جای دارد(21).
از حُذَیْفَه پسر یَمان روایت شده است که پیامبر(صلّی الله علیه و سلّم) فرمود:

ویرانی در گوشه و کناره های زمین پدیدار می شود(22) تا آنکه مصر ویران گردد،
و مصر از ویرانی آسوده است تا آنکه بصره ویران شود، و ویرانی بصره
از فرورفتن در آب(3) است، و ویرانی مصر از خشکیدن نیل می باشد…(24).

حسن بَصْری به همشهریانش گفته است:

بادی زرد از سوی قبله(25) نزد شما می آید، و سه روز و دو شب پایدار می شود، به گونه ای
که شب از زردیِ بسیار مانند روزِ روشن شود، و پس از آن، در آب فرورفتن بصره خواهد بود،
سپس چشم به راه نشانه های پیاپی ای از آسمان باشید که چون به رشته کشیدن دانه ها
پشت سر هم اند. پس نخستین نشانه ها آذرخشها، سپس باد زرد، آنگاه بادی پایدار و صدایی از
آسمان است که در آن آفریدگانی می میرند، و در واسط نابودی بسیاری، و در کوفه شگفتیهایی،
و در اهواز زمین لرزه هایی می باشند که خانه هایشان گورهایشان خواهند شد،
سپس راهها بسته می شوند. پس، کسی از شهری به شهری نمی رود(26).

چنین می نماید که این حدیث از سخنان پیامبر(صلّى الله علیه و آله) یا امام علی(علیه السّلام) باشد، اگرچه حسن بصری تابعی آن را به یکی از آن دو نسبت نداده است.
«واسِط» که اکنون کُوت نامیده می شود، شهری در شرق عراق است که نزدیک مرزهای ایران جای دارد، و به این نام نامیده شده است؛ زیرا دوری آن تا بصره و کوفه نزدیک میانه می باشد.
اَهْواز شهری در جنوب غربی ایران است که رود کارون از آن می گذرد و نزدیک مرزهای عراق جای دارد.(27)

پسر عبّاس در آنچه از وی نقل شده گفته است:

بی گمان، علی هنگامی که از جنگ بصره آسوده شد، برای مردم سخنرانی کرد و رویدادهایی
را که در بصره خواهند بود، یاد کرد و سپس فرمود: و سختیها و کارهای بزرگی می باشند،
سپس در آب فرو می رود، فروبرده شدنی ویرانگر از چشمۀ زُغَر. گفت: سپس فرود آمد و مردم
دنبالش رفتند، در حالی که شاخۀ بریده شده ای در دستش بود تا آنکه به آبگیری سرتنگ رسید،
و با شاخۀ بریده شده به دهانۀ آن اشاره کرد و فرمود: این زغر است، این زغر است. پسر عبّاس
گفت: پس چشمه روان شد و امیر مؤمنان به آن فرمود: آرام باش زغر، بایست زغر،
زمان تو نزدیک نشده و هنگام تو فرا نرسیده است. گفت: پس در زمین فرو رفت(28).

ابو خِیْرَه گفته است که شنیدم علی(رضی الله عنه) می فرمود:

بی گمان، بصره در آب فروبرده یا سوزانده می شود. گویا من مسجدش
و دارایی خانه اش را می بینم که چون سینۀ کشتی ای است(29).

از سخنان امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) است در نکوهش بصره و زیندگانش پس از نبرد جمل:

… ماندگار پیش روی شما در گرو گناه خویش است، و رونده از میان شما به مهربانی سرور
خویش می رسد. گویا من مسجد شما را می بینم که مانند سینۀ کشتی ای است که بی گمان،
خداوند رنج را از بالایش و پایینش بر آن فرستاده و کسی که درونش می باشد را در آب فرو برده
است(30). بی گمان، هنگامی که امیر مؤمنان -علی(علیه السّلام)- از کار جنگ با جَمَلیها آسوده
شد … فرمود: ای بصریها، ای زیندگان سرزمین زیر و رو شده که با زیندگانش سه بار زیر و رو شده
و بر خداست که چهارمی را به پایان رساند … سرزمین شما خاکش بدبوترین سرزمینهای خداست
و دورترین آنها از آسمان می باشد، در آنجا نه دهم بدی است، زندانی شدۀ در آن در گناه خود
و بیرون روندۀ از آن در بخشایش خداوند می باشد. گویا می نگرم به همین آبادی شما در حالی
که آب آنجا را پوشانده است، به گونه ای که از آن جز کنکره های مسجد دیده نمی شوند، انگار
سینۀ پرنده ای در آب فراوان دریاست! پس اَحْنَف پسر قیس نزد وی برخاست و به او گفت: آن
رویداد کی خواهد شد؟ فرمود: ای ابو بحر، بی گمان، تو به آن زمان نخواهی رسید، و میان تو
و میان آن سده هایی اند، ولی بینندۀ از شما باید به کسی که اکنون از شما پنهان است، برساند
تا به برادرانشان برسانند. هنگامی که آنان بصره را ببینند که بی گمان، کلبه های چوبین و نیین اش
خانه هایی و بیشه زارهایش کاخهایی شده اند، گریختن گریختن؛ پس بی گمان، در آن روز
بصره ای(31) برای شما نخواهد بود … سپس فرمود: خوشا به تو ای بصره، وای بر تو ای
بصره از سپاهی که برایش گرد و خاک برخاسته و آوای آرامی نیست(32). مُنْذِر به وی گفت:
ای امیر مؤمنان، چه چیزی از آنچه یاد کردی، پیش از در آب فرورفتن به ایشان می رسد،
و خوشا چیست و وای کدام است؟ فرمود: آن دو، دو دَرَند. پس خوشا دَرِ آسایش و وای
دَرِ رنج است، ای پسر جارود. بله، خونخواهیهای(33) بزرگی اند که از آنهاست گروه هوادارانی
که برخی دیگری را می کشند، و از آنهاست آشوبی که مایۀ ویران رها کردن فرودگاهها،
ویران شدن خانه ها، دست یازیدن به داراییها، کشتن مردان و در بند کردن زنانی خواهد بود
که سربریده می شوند، سر بریدنی؛ ای وای کار آنها سخنی شگفت است … کشته می شود
کسی که می کشد و می گریزد کسی که می گریزاند. سپس لرزاندنی سخت و آن گاه سنگباران
کردنی و سپس فروبردنی و آن گاه زشت کردنی و آن گاه گرسنگی خاکستری و سپس مرگ سرخ
خواهد بود، و آن، فرورفتن در آب است … فرمان خدا در بارۀ شما انجام شدنی و داوری اش
پیاده شدنی است، چیزی فرمان خدا را پس نمی اندازد و او زود حسابگر است، خداوند
می فرماید: «و هیچ آبادی ای نیست، مگر آنکه ما پیش از روز قیامت نابودگر یا رنج دهندۀ
آن می باشیم، رنجی سخت، و آن، در کتاب (لوح محفوظ) نوشته شده بود»(34)…(35).

حسن بصری از کسی که به او خبر داده نقل کرده است که بی گمان، علی پسر ابو طالب(علیه السّلام) به پسر عبّاس گفت: ای پسر عبّاس، بی گمان، چیزهای گوناگونی شنیده ام، ولی تو که خدای از تو خشنود باشد، حدیث بگو، گفت:

… عربهای بیابانی بر شما(36) یورش می برند، و هنگام یورش عربهای بیابانی کشته شدن پادشاه
خواهد بود؛ پس، نابرابری و بدکارگی میان مردم آشکار می شود، و برای شما نشانه هایی پیاپی
می آیند که گویا دانه هایی به رشته کشیده و پاره شده اند که پی در پی فرو می ریزند. پس،
هر گاه پادشاهی که بر سر شماست، کشته شود، چشم به راه شورش آل ابو سفیان باشید،
و نشانۀ شورش آنان نابودی مصر است، و هنگام نابودی مصر، بصره فروبرده می شود،
فروبرده شدنی در بندرگاه آنجا و در کناره های آنجا، و دو فروبرده شدن در بازارش و مسجد
جامعش، سپس در پیِ آن توفان آب خواهد بود؛ پس کسی که از شمشیر رهایی یابد، از آب
رهایی نمی یابد، مگر کسی که در جاهای باز بیرون بصره جای گیرد و درون آنجا را رها کند،
و در مصر سه فرو برده شدن و شش زمین لرزه و سنگباران کردنی از آسمان خواهد بود…(37).

چنین می نماید که این روایت از سخنان پیامبر(صلّى الله علیه و آله) باشد، اگرچه عبدالله صحابی پسر عبّاس آن را به وی نسبت نداده است.
گمان می کنم که مراد از «عربهای بیابانی» در این روایت همان پیروان اصهب مروانی از بازماندگان حزب بعث و گروه داعش باشد که بیشترشان از عربهای بیابان نشین اند، و بر مسلمانان عراقی یورش می برند و پادشاهشان را می کشند، و گمانی نیست در اینکه پادشاه کشته شونده در عراق همان نخست وزیر است؛ زیرا در این کشور توانایی وی از رئیس جمهوری بیشتر است، و چیرگی مروانیان با رهبری اصهب مروانی بر بغداد در ماه رجب یا شعبان سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام)، چیرگی خاندان ابو سفیان با رهبری عثمان سفیانی بر دمشق در ماه رمضان همان سال را در پی دارد، و کمی پیش از این رویداد دو نشانه آشکار می شوند: نخستین آن دو ویرانی مصر و نابودی بسیاری از زیندگانش و زمامدارش در پیِ یورش قیسیان و بربرهای مغربی از لیبی بر این کشور و روی دادن فروبرده شدن و زلزله و سنگباران کردن و خشکیدن نیل در آنجا، و دومی از آن دو ویرانی بصره و نابودی بسیاری از زیندگانش با تکان سخت و سنگباران کردن و فروبرده شدن.

بارانهای پیاپی و سیلاب در ایران

در کتاب اَوِسْتا که کهنترین نوشتار زرتشتیان می باشد، آمده است:

به ناگاه سیل ممالک آریایی را فرا گیرد. به ناگاه لشکر دشمن به ممالک آریایی درآید.
به ناگاه ممالک آریایی در هم شکند(38).

مراد از «ممالک آریایی» همان کشور ایران کنونی، و مقصود از «لشکر دشمن» همان نیروهای سپاه شَرُوسِی است.
نُوسْتْرْاَدَمُوس، پیشگو و ستاره شناس مشهور فرانسوی، هنگامی که از آغاز و انجام انقلاب ایران که در 1970 م پیروز شد، سخن گفت، از بارش بارانی پیوسته در ایران خبر داده است:

باران، گرسنگی و جنگ در ایران باز نمی ایستند.
ایمانی بزرگ پادشاه را به زانو در می آورد.
آن کارهایی که در فرانسه آغاز شده بودند، در همان جا پایان می یابند.
نشانه ای رازآلود برای سرنوشت کسی که در تنگناست(39).

مراد از جنگ پیوسته در ایران همان نبرد ایران با عراق پس از چیره شدن اصهب مروانی بر این کشور و نبرد شروسی با ایران و دیگر جنگهاست.

شناورشدن کورِنْتوس و اِفِسُوس در دو دریا
کورِنْتُوس شهری کهن و بندری در جنوب یونان می باشد که بر خلیج کورنتوس جای دارد، و اِفِسُوس شهری کهن در غرب ترکیه و نزدیک کنارۀ دریای اِژِه جای گرفته است(40).
نُوسْتْرْاَدَمُوس، پیشگو و ستاره شناس مشهور فرانسوی، از احادیث اسلامی بیانگر رویدادهای آخرالزّمان بهره گرفته و به روی دادن زمین لرزه هایِ پیاپی ای در زیر دریای مدیترانه و پیرامونش اشاره کرده است که توفانهایی دریایی (تسونامی) پدید می آورند و برخی شهرهای کناره ای اروپا و ترکیه را در آب فرو می برند، و از یورش نیروهای خزر و ترک بر ایران و یورش نیروهای قیسی و بربر بر مصر، فلسطین، اردن و سوریه در فصل بهار، خبر داده است:

برای چندین شب زمین خواهد لرزید.
در بهار دو تلاشِ پی در پی انجام می گیرد.
کورِنْتوس و اِفِسُوس در دو دریا شناور می شوند.
جنگ در دو نبرد دلیرانه پایدار خواهد ماند(41).

شایستۀ یادآوری است، بی گمان، گروههای خزر و ترک و قیس و بربر به دلیری در جنگ شناخته شده اند.

سیلاب در بریتانیای بزرگ
نُوسْتْرْاَدَمُوس، پیشگو و ستاره شناس مشهور فرانسوی، در یکی از رباعیهایش گفته است:

بریتانیای بزرگ که انگلستان را در بر می گیرد،
با سیلاب بسیار بلندی پوشیده خواهد شد.
پیمان نوِ اوسونیا جنگ را پدید خواهد آورد،
به گونه ای که آنها در برابر ایشان کشمکش خواهند کرد(42).

چنین می نماید، سیلاب بزرگی که کشور بریتانیا، به ویژه انگلیس، را فرا می گیرد، برآیند پدیدآمدن موجهای شتابان و نیرومند دریایی و پیشروی آنها سوی کناره ها (تسونامی) باشد، در پیِ رویدادن زلزله ها یا ترکیدنهای آتش فشانی در زیر دریا و یا افتادن شهابها از آسمان در آن، و «اوسونیا» سرزمینی در جنوب ایتالیاست.
——————————————————————-
1. بهره گرفته شده از: برخی منابع.
2. المسند، ج 4، ص 282، ح 12432 (ترجمۀ نویسنده).
3. میان دو کروشه از افزوده های ما هست.
4. الفتن، ص ۳۸۵، جزء ۹، ح ۱۳۶۷ (ترجمۀ نویسنده).
5. صحیح مسلم، ج 4، ص 2228، کتاب فتن و أشراط ساعت، ب 15، ح 44 (ترجمۀ نویسنده).
6. الإرشاد، ج ۲، ص ۳۷۷ (ترجمۀ نویسنده).
7. معانی الأخبار، ص ٤٠٦، ب نوادر معانی، ح 81 (ترجمۀ نویسنده).
8. الإرشاد، ج 2، ص 381 (ترجمۀ نویسنده).
9. بهره گرفته شده از: برخی منابع.
10. الاحتجاج، ج ۲، ص 9-598، ش ۳۵۹ (ترجمۀ نویسنده).
11. میان دو کروشه از افزوده های ما هست، و بنا بر آنچه از کتاب «تاریخ قم، ص 269، ف 8،  ب 1، چاپ نخست، سال 1385 هـ.ش در قم» برمی آید، راوی همان ابو مُقاتِل دیلمی است.
12. الاختصاص، ص 2-101، در مدح مدینۀ قم (ترجمۀ نویسنده).
13. حجّ وداع واپسین حجّی است که پیامبر(صلّی الله علیه و آله) آن را گزارد.
14. «رُوَیْبَضَه»، بنا بر آنچه در فرهنگنامه های واژگان عربی آمده است، کوچک شدۀ رابِضَه می باشد، و ها در آن برای مبالغه است، و جمع آن رُوَیْبَضون و رُوَیْبَضات، و از معانی آن «انسان ناشناخته»، «ناتوان از کارهای بزرگ» و «گوسفندچران» می باشد (در این باره بنگرید: العین و لسان العرب، درگاه «ربض»).
15. قرآن کریم، سورۀ محمّد(صلّی الله علیه و آله)، آیۀ 18 .
16. تفسیر القمّیّ، ج 2، ص 82-279، سورۀ محمّد-صلّی الله علیه و آله- (ترجمۀ نویسنده).
17. بهره گرفته شده از: برخی منابع.
18. الإرشاد، ج 2، ص 377 (ترجمۀ نویسنده).
19. الصراط المستقیم، ج 2، ص 258، ف 1، با نقل از: عجائب البلدان (ترجمۀ نویسنده).
20. التشریف بالمنن، ص 369، ملحقات، ح 541 (ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر).
21. بهره گرفته شده از: برخی منابع.
22. در همۀ نسخه های چاپی التذکرة یافت شده نزد ما، در نوشتار عربیِ حدیث، در اینجا «یبدأ» یافت می شود که به «یبدو» اصلاح و ترجمه گردید.
23. در همۀ نسخه های چاپی التذکرة یافت شده نزد ما، در نوشتار عربیِ حدیث، در اینجا «العراق» یافت می شود که به «الغرق» اصلاح و ترجمه گردید.
24. التذکرة، ص 1349، باب خراب الأرض و البلاد قبل الشام، با نقل از: روضة المشتاق (ترجمۀ نویسنده).
25. مرادش آن است که این باد از سوی جنوب غربی بصره می وزد.
26. التشریف بالمنن، ص 254، فتن ‏سُلَیْلی، ب 41، ح 372 (ترجمۀ نویسنده).
27. بهره گرفته شده از: برخی منابع.
28. معجم ما استعجم، ج 2، ص 699، درگاه «عین زغر» (ترجمۀ نویسنده).
29. السنن الواردة فی الفتن، ص 218، جزء 4، ب 81، ح 472 (ترجمۀ نویسنده).
30. بحار الأنوار، ج 32، ص 245، ب 4، ح 194، با نقل از: نهج البلاغة (ترجمۀ نویسنده).
31. در همۀ نسخه های چاپی بحار الأنوار یافت شده نزد ما، در نوشتار عربیِ حدیث، در اینجا «بصیرة» یافت می شود که به «بصرة» اصلاح و ترجمه گردید.
32. این سخن از حدیث یادشده می تواند اشاره کند به اینکه سپاهی که بر بصره یورش می برد و در آنجا فرود می آید، برای فرستادن نیروهایش به این بخش، کار هوابرد را انجام می دهد، و چنان که می دانید، برای چنین سپاهی گرد و خاکهای برخاسته و آواهای آرامی نیست.
33. در همۀ نسخه های چاپی بحار الأنوار یافت شده نزد ما، در نوشتار عربیِ حدیث، در اینجا «تارات» یافت می شود که به «ثأرات» اصلاح و ترجمه گردید.
34. قرآن کریم، سورۀ اسراء، آیۀ 58 (ترجمۀ نویسنده).
35. بحار الأنوار، ج 32، ص 6-253، ب 4، ح 199، با نقل از: شرح نهج البلاغة، میثم بحرانی (ترجمۀ نویسنده).
36. در نسخۀ چاپی التشریف بالمنن تکیه شده بر آن، در نوشتار عربیِ حدیث، در اینجا «علیهم» یافت می شود که به «علیکم» اصلاح و ترجمه گردید.
37. التشریف بالمنن، ص 252، فتن سُلَیْلی، ب 39، ح 370 (ترجمۀ نویسنده).
38. یَشْت ها، ج 1، ص 371، بخ تیر یشت، کردۀ 16، بند 61 (مانند این نوشتار در بهرام یشت، کردۀ 17، بند 53 نیز آمده است).
39. نوشتارهای نوسترادموس به زبان فرانسوی و برگردان آن به زبان انگلیسی، سانتوری 1، رباعی 70 (ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر).
40. بهره گرفته شده از: برخی منابع.
41. نوشتارهای نوسترادموس به زبان فرانسوی و برگردان آن به زبان انگلیسی، سانتوری 2، رباعی 52 (ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر).
42. نوشتارهای نوسترادموس به زبان فرانسوی و برگردان آن به زبان انگلیسی، سانتوری 3، رباعی 70 (ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر). akharozzaman.blog.ir

دسته‌ها
akherin_dowran

نشانه‌های ظهور در ایتا

https://eitaa.com/akharin_dowran

ایتای من

https://eitaa.com//ddddd12_ahoo

https://eitaa.com/ddddd12_akherin_dowran

دسته‌ها
ekhteLaaf

اختلاف از نشانه های قبل از ظهور

اختلاف از نشانه های قبل از ظهور

نگارش:

سید سلیمان مدنی تنکابنی

دوشنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۳، ۱۰:۵۳ ب.ظ

بروز و افزایش اختلاف میان مختلف جوامع انسانی از مهمترین نشانه های نزدیک شدن ظهور امام مهدی(علیه السلام) است؛ اختلاف میان زن و شوهر، پدر و مادر و فرزندان، برادر و خواهر، دو دوست و دو هم مذهب، اختلاف بین مردم یک سرزمین و زمامدارانش، اختلاف میان زمامداران یک کشور و اختلاف بین ملّتها و دولتها و پیروان مذاهب گوناگون.

اختلاف میان جهانیان، به ویژه مسلمانان

امام باقر(علیه السلام) فرمود:

قائم(علیه السلام) قیام نمی کند مگر هنگام…
اختلافی شدید میان مردم و پراکندگی در دین…(۱).

نیز از آن بزرگوار روایت شده است:

… میان اهل مشرق و مغرب اختلاف می افتد
و بین اهل قبله (مسلمانان) نیز چنین می شود…(۲).

۱٫ الغیبه، ص ۲۴۰، ب ۱۳، ح ۲۲٫
۲٫ الغیبه، ص ۲۷۰، ب ۱۴، ح ۲۲٫

اختلاف میان زمامداران بنی عبّاس

بروز اختلاف میان زمامداران بنی عبّاس و از نشانه های حتمی بودن آن، یکی از پیچیده ترین و مهمترین مباحث مرتبط با آخرالزمان و مهدوِیّت می باشد که تا کنون به صورت رازی سر به مهر باقیمانده است و نگارنده، با توجّه به آنکه ما اکنون در سالهای نزدیک به ظهور امام مهدی(علیه السلام) به سر می بریم و نگرانی و سرگردانی مؤمنان و منتظران ظهور رو به افزایش است، بر آن شد با استمداد از عنایات الهی و بهره گیری از روایات اسلامی از این راز بزرگ پرده بردارد.
پس از به حکومت رسیدن بنی عبّاس در آخرالزمان و دوام حکومتشان در سالهای دراز، سرانجام بر سر تقسیم قدرت، در دو مرحله میانشان اختلاف می افتد.
در مرحلۀ اوّل که چند سالی با ظهور امام مهدی(علیه السلام) فاصله دارد، بنی عبّاس سه گروه می شوند: بنی عبّاس، خودسران و بنی فاطمه. دو گروه قدرتمند بنی عبّاس و خودسران به تدریج گروه ضعیفتر (بنی فاطمه) را از عرصۀ قدرت خارج می سازند و نتیجۀ این اقدام، سست شدن پایه های نظام عبّاسی بر اثر کاهش حمایت دولتهای قدرتمند خارجی و نیروهای مردمی از ایشان است.
در مرحلۀ دوم، دو گروه قدرتمند باقیمانده با یکدیگر اختلاف پیدا می کنند و این اختلاف در زمانی نزدیک به ظهور امام مهدی(علیه السلام) به اوج می رسد و بنی عبّاس و خودسران در برابر یکدیگر صف آرایی می نمایند و خونریزی زیادی میانشان رخ می دهد و مردم دچار ترس می شوند. در پیِ این اختلاف، سه پرچم (اصهب، ابقع و سفیانی) در سرزمین شام برافراشته می شود و کشور بنی عبّاس مورد تهاجم نظامی دولتهای شرقی و غربی قرار می گیرد، جنگ جهانی رخ می دهد، سفیانی، یمانی و خراسانی در ماه رجب قیام می کنند و دنباله داری در ماه رمضان آشکار می گردد و در نیمۀ این ماه، صدای شدید فروافتادن شهاب سنگی به گوش می رسد و در بیست و سوم رمضان، ندای آسمانی به گوش می رسد و دولت بنی عبّاس در محاصرۀ نیروهای خراسانی و سفیانی قرار می گیرد و نابود می شود.
گفتنی است، نشانه های قیام امام مهدی(علیه السلام) برخی اختصاصی و حتمی اند و بعضی دیگر عمومی و غیر حتمی. اوّلین نشانۀ حتمی، بروز اختلاف دوم میان زمامداران بنی عبّاس در آخرالزمان است.
امام محمّد باقر(علیه السلام) می فرماید:

هر گاه بنی فلان در میانشان اختلاف افتاد، پس در آن هنگام، منتظر گشایش باشید و گشایش شما نیست مگر در اختلاف بنی فلان. پس هر گاه اختلاف پیدا کردند، منتظر صدای بلند در ماه رمضان باشید و خروج قائم. بی گمان خداوند آنچه را بخواهد انجام می دهد و هرگز قائم خروج نخواهد کرد و آنچه را دوست می دارید نخواهید دید، مگر آنکه بنی فلان میانشان اختلاف افتد. پس هر گاه آنچنان شد، مردم در ایشان طمع می ورزند و اختلاف کلمه می شود و سفیانی خروج می کند…(۱).

نیز از آن بزرگوار روایت شده است:

ای جابر، به زمین بچسب و دست و پایی مجنبان تا نشانه هایی را که برایت یادآور می شوم ببینی، اگر به آنها رسیدی(۲).
نخستین آن نشانه ها اختلاف بنی عبّاس است…(۳).

یعقوب بن سَرّاج میگوید: به ابو عبدالله(علیه السّلام) – امام صادق- گفتم: گشایش شیعیان شما چه زمانی خواهد بود؟ فرمود:

هنگامی که فرزندان عبّاس اختلاف پیدا کنند و حکومتشان سست گرددو طمع ورزد در ایشان کسی که طمع نمی ورزید، عرب افسار خود رابر کند(۴)، هر چنگالداری چنگالش را بالا برد(۵) و سفیانی آشکار شودو یمانی روی آورد و حسنی حرکت کند، صاحب این امر، با میراث رسول خدا(صلّی الله علیه وآله)، از مدینه به سوی مکّه می رود…(۶).

نیز از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است:

و اختلاف بنی فلان از [نشانه های] حتمی است…(۷).

==============

امام علی(علیه السلام) در این باره چنین می فرماید:

هر گاه پرچمهای سیاه را دیدید، به زمین بچسبید و دستها و پاههایتان را تکان ندهید. سپس گروهی ضعیف که به آنان اهمّیّت داده نمی شودو دلهایشان چون پاره های آهن است، آشکار خواهند شد. ایشان که به هیچ عهد و پیمانی وفا نمی کنند، به حق دعوت می کنند، در حالی که اهلش نیستند، نامهایشان کنیه ها و نسبتهایشان به آبادیهاست(۸)،
موهایشان مانند موهای زنان رهاست، دارای دولت اند تا آنکه میانشاناختلاف افتد. سپس خداوند حق را به هر کس که بخواهد می دهد(۹).

این حدیث به پرچمهای سیاه اوّل اشاره دارد و دارندگان آن، همان بنی عبّاسی اند که در آخر الزمان در مشرق زمین و در میان مردم غیر عرب ظاهر می شوند و به حکومت می رسند.
کعب الأحبار گفته است:

هر گاه خاندان عبّاس در میانشان اختلاف افتاد،

پس آن، نخستین سستی کارشان است(۱۰).

محمّد بن حنفیّه گفته است:

همواره پرچمهای سیاهی که از خراسان خارج می شوند، بر سر
نیزه هایشان یاری است(۱۱)، تا آنکه میانشان اختلاف افتد. پس هر گاه میانشان اختلاف افتاد، سه پرچم در شام برافراشته می شود(۱۲).

امام باقر(علیه السلام) نیز فرموده است:

. . . دولت ایشان (بنی عبّاس) همواره برقرار است، تا آنکه

ستارۀ دنباله دار آشکار شود و با یکدیگر اختلاف پیدا کنند(۱۳).

امام علی(علیه السلام) می فرماید:

به زودی شما را رهبرانی که بدترین رهبران اند،سرپرستی می کنند. پس هر گاه به سه پرچم جدا شدند،بدانید که این [مایۀ] نابودی ایشان است(۱۴).

ابو اُمیّۀ کلبی گفته است: حدیث گفت ما را پیرمردی که [دوران] جاهلیّت را درک کرده بود و دو ابرویش بر دو چشمش افتاده بود. [او] گفت:

صاحبان پرچمهای سیاه، همواره گردنهاشان کلفت است(۱۵) تا آنکه میانشان اختلاف افتد و برخی از ایشان با بعضی [دیگر] مخالفت ورزند.
پس به دسته تقسیم می شوند؛ گروهی به بنی فاطمه، عدّه ای به بنی عبّاس و دسته ای به خودشان فرا می خوانند…(۱۶).

امام صادق(علیهالسّلام) فرمود:

تباهی حکومت بنی فلان نخواهد بود، مگر آنکه دو شمشیر (دو گروه قدرتمند) بنی فلان درگیر شوند. پس هر گاه با یکدیگر درگیر شدند، تباهی حکومت ایشان در آن هنگام خواهد بود(۱۷).

کعب الأحبار گفته است:

هر گاه دو مرد بلند مرتبه از بنی عبّاس بر کنار شوند، نخستین اختلاف میانشان می افتد. سپس در پیِ آن، اختلاف دیگری است که در آن،نابودی خواهد بود و خروج سفیانی هنگام اختلاف دوم ایشان است(۱۸).

امام محمّد باقر(علیهالسّلام) فرمود:

به ناچار بنی فلان حکومت خواهند کرد. پس هر گاه حکومت کردند و سپس اختلاف پیدا کردند، حکومتشان متفرّق و کارشان پراکنده می گردد، تا آنکه خراسانی و سفیانی بر ایشان بشورند؛ این از مشرق و آن از مغرب…(۱۹).

۱٫ الغیبه، ص ۲۶۶، ب ۱۴، ذیل ح ۱۳٫
۲٫ یعنی اگر به آن زمان رسیدی، آن نشانه ها را می بینی.
۳٫ الغیبه، ص ۲۸۹، ب ۱۴، ح ۶۷٫
۴٫ یعنی هر کاری که خواست، انجام دهد.
۵٫ واژۀ «صیصیّه» ـ به کار رفته در متن عربی حدیث ـ معانی مختلفی دارد؛ از جمله: چنگال و ناخن پشت پای خروس، شاخ آهو و گاو، قلّاب بافندگی و برج و بارو. در اینجا کنایه از هر چیزی است که نشانۀ زورمندی و آلت دفاعی باشد.
۶٫ الغیبه، ص ۲۷۸ ، ب ۱۴، ح ۴۲٫
۷٫ بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۲۸۹، ب ۲۶، ح ۲۷٫
۸٫ یعنی این گروه عرب نیستند. زیرا عربها کنیه مانند ابوالفضل را نام اشخاص قرار نمی دهند و افراد را به جای آبادیها، به قبیله هاشان نسبت می دهند.
۹٫ الفتن، ص ۱۳۶، جزء ۳، ح ۵۵۸٫
۱۰٫ الفتن، ص ۱۴۱، جزء ۳، ح ۵۷۸٫
۱۱٫ یعنی بنی عبّاس در سایۀ سلاحهایشان نیرومندند.
۱۲٫ الفتن، ص ۱۴۱، جزء ۳، ح ۵۷۷٫
۱۳٫ الفتن، ص ۱۳۴، جزء ۳، ح ۵۵۲.
۱۴٫ الفتن، ص ۱۴۰، جزء ۳، ح ۵۷۵٫
۱۵٫ یعنی نیرومندند.
۱۶٫ الفتن، ص ۱- ۱۴۰، جزء ۳، ح ۵۷۶٫
۱۷٫ بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۲۱۰، ب ۲۵، ح ۵۵٫
۱۸٫ الفتن، ص ۱۴۲، جزء ۳، ح ۵۸۱٫
۱۹٫ الغیبه، ص ۲۶۶، ب ۱۴، ذیل ح ۱۳٫

اختلاف میان ایرانیان

شیخ مفید، از اخبار مرتبط با نشانه های

پیش از قیام قائم(علیهالسّلام)، چنین دریافته است:

… اختلاف دو گروه از عجم (ایرانیان) و خونریزیِ بسیار میان آنان…(۱).

۱٫ الإرشاد، ج ۲، ص ۳۶۹٫

اختلاف میان زمامداران ایران و کشورهای عربی

امام علی(علیه السلام) می فرماید:

… سپس بین سران عرب و عجم، دشمنی و اختلاف رخ میدهد.در نتیجه، همواره با یکدیگر در اختلافاند تا آنکه کار به دستمردی از فرزندان ابوسفیان بیفتد…(۱).

خوانندگان گرامی آگاهند که در کنار روابط به ظاهر دوستانه میان زمامداران ایران و برخی کشورهای عربی، اختلافات ریشه داری از سالها پیش تا کنون میان سران عرب و عجم وجود دارد، و هر چه به زمان خروج سفیانی در شام نزدیکتر شویم، این اختلافات بیشتر می شوند.
۱٫ منتخب کفایه المهتدی ، ح ۳٫

===========

http://akharozzaman.blog.ir/1393/12/04